تبلیغات
راه روشن
آخرین مطالب
دعای فرج
دوستی اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ در قرآن كریم
دوستی اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ در روایات
محبت اصحاب کساء در کلام نبوی
خلیفه تمام انبیاء و ائمّه در شهر كوفه
خصوصیات حضرت مهدی علیه السلام
ظهور نور و انتقام از ظالم
پیراهن یوسف و ابراهیم كجاست ؟
او را نخواهید دید
ریگ طلا در طواف كعبه
فایده عطسه و برخورد با آن
میلاد سعادت بخش
مردى كهن سال با ظاهری جوان
اوّلین برنامه عملى پس از ظهور و قیام
شهرسازى و تخریب و كُندى حركت افلاك
جبرئیل اوّلین بیعت كننده
تقسیم عادلانه و حكم بر حقایق مذاهب
اطّلاعیه اى بر غیبت كبرى
چهار مطلب ارزشمند در مورد امام زمان
7 حدیث ارزشمند از امام مهدی علیه السلام
آشنائى به تمام لغات و زبان ها و دیگر علوم
دیدار امام عسکری از خانواده نصرانى
دقت در گناه شناسى
مُهر امامت بر ریگ ها
دو نوع پوشش و اظهار حجّت
بارش باران به وسیله استخوان و كشف رمز آن
ارسال كمك براى شیعیان از زندان
توان شنیدن و تحمّل علوم ائمّه علیهم السلام ؟!
افتخار خدمت با حفظ اسرار
نوشیدن آب رحیل و آخرین وضوء
10:42 ب.ظ
239
چهار داستان کوتاه از امام رضا علیه السلام

چهار داستان کوتاه از امام رضا علیه السلام

1- ابوسعید خراسانى حكایت كند:
روزى دو نفر مسافر از راه دور به محضر امام رضا علیه السلام وارد شدند و پیرامون حكم نماز و روزه از آن حضرت سؤ ال كردند؟
امام علیه السلام به یكى از آن دو نفر فرمود: نماز تو شكسته و روزه ات باطل است و به دیگرى فرمود: نماز تو تمام و روزه ات صحیح مى باشد.
وقتى علّت آن را جویا شدند؟
حضرت فرمود: شخص اوّل چون به قصد زیارت و ملاقات با من آمده است ، سفرش مباح مى باشد؛ ولى دیگرى چون به عنوان زیارت و دیدار سلطان حركت نموده ، سفرش معصیت است.

التهذیب شیخ طوسى : ج 4، ص 220، ح 17

2- در بین مسافرتى كه امام رضا علیه السلام از شهر مدینه به سوى خراسان داشت ، هرگاه ، كه سفره غذا پهن مى كردند و غذا چیده و آماده خوردن مى شد، حضرت دستور مى داد تا تمامى پیش خدمتان سیاه پوست و ... بر سر سفره طعام حاضر شوند؛ و سپس حضرت كنار آن ها مى نشست و غذاى خود را میل مى نمود.
اطرافیان به آن حضرت اعتراض كردند كه چرا براى غلامان سفره اى جدا نمى اندازى ؟!
امام علیه السلام فرمود: آرام باشید این چه حرفى است ؟!
خداى ما یكى است ، پدر و مادر ما یكى است و هركس مسئول اعمال و كردار خود مى باشد.

روضه كافى : ج 8، ص 192، ح 296

3- محمّد بن سنان گوید:
چند روزى پس از آن كه امام موسى كاظم علیه السلام رحلت نمود و امام رضا علیه السلام جاى پدر، در منصب امامت قرار گرفت و مردم در مسائل مختلف به ایشان مراجعه مى كردند.
به حضرت عرض كردم : یاابن رسول اللّه ! ممكن است از طرف هارون به شما آسیبى برسد و بهتر است محتاط باشید.
امام علیه السلام اظهار داشت : همان طور كه جدّم ، رسول اللّه صلى الله علیه و آله فرمود: چنانچه ابوجهل ، مویى از سر من جدا كند، من پیغمبر نیستم ، من نیز مى گویم : اگر هارون مویى از سر من جدا كند من امام و جانشین پدرم نخواهم بود.

روضه كافى : ج 8، ص 214، ح 371

4- یكى از اصحاب امام رضا علیه السلام به نام معمّر بن خلاد حكایت نماید:
هر موقع سفره غذا براى آن حضرت پهن مى گردید، كنار آن سفره نیز یك سینى آورده مى شد.
پس امام علیه السلام از هر نوع غذا، مقدارى بر مى داشت و داخل آن سینى قرار مى داد و به یكى از غلامان خود مى فرمود كه تحویل فقراء و تهى دستان داده شود.
سپس به دنباله آن ، این آیه شریفه قرآن : ( فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ، سوره بلد: آیه 11 ( را تلاوت مى نمود؛ و مى فرمود: خداوند عزوجل مى داند كه هر انسانى براى كسب مقامات عالیه بهشت ، توان آزاد كردن غلام و بنده را ندارد.
به همین جهت ، اطعام دادن و سیر گرداندن افراد را وسیله اى براى ورود به بهشت قرار داده است .

بحارالا نوار: ج 49، ص 97، ح 11، به نقل از كافى و محاسن برقى




طبقه بندی: امـام رضــا علیه السلام،
برچسب ها: داستان کوتاه، داستانهایی از امام رضا علیه السلام، دو حکم متفاوت، همنشینی با غلامان، اطعام، سفره غذا،
10:40 ب.ظ
238
درس پیشوا شناسى

درس پیشوا شناسى
روزى حضرت علىّ بن موسى الرّضا علیهما السلام در جمع عدّه اى از دوستان و اصحاب خود فرمود: امام و پیشواى جامعه داراى علائم و نشانه هائى است ، كه برخى از آن عبارت است :
از تمامى افراد باید عالم تر و آگاه تر باشد، در حكومت و قضاوت باتدبیر و قاطع باشد، پرهیزكار و متّقى ، حلیم و صبور، شجاع و قوىّدل ، سخاوتمند و كریم باشد، و نیز در برابر خداوند عابد و در برابر بندگان فروتن باشد.
ختنه شده و پاك و نظیف تولّد یابد، هنگام تولّد از رحم مادر، شهادت بر یگانگى خدا و رسالت رسول خدا دهد.
همچنان كه از جلو مى بیند و متوجّه مى شود، از پشت سر نیز متوجّه گردد، سایه نداشته باشد، در خواب محتلم نشود، چشم او هنگام خواب همانند دیگران نمى بیند؛ ولى قلبش متوجّه و آگاه است ، از غیب با او حدیث و سخن گفته مى شود، زره رسول اللّه صلى الله علیه و آله اندازه او و بر قامت او راست مى آید.
روى زمین اثرى از بول و غایط او بر جاى نماند، چون خداوند زمین را به بلعیدن آن امر كرده است ، عرق و بوى او از مشك و عنبر خوشبوتر است ، نسبت به مردم در نفوس و اموالشان اولویّت دارد؛ و از هركس به مردم دلسوزتر و مهربان تر؛ و نیز نسبت به آنها متواضع باشد، خود مُجرى دستورات الهى ؛ و نیز واداركننده مردم بر اجراى اوامر و نواهى خداوند است .
دعاى او مستجاب مى باشد و چنانچه دعا كند كه صخره اى متلاشى شود همان خواهد شد، سلاح و شمشیر ذوالفقار حضرت رسول صلى الله علیه و آله ، همچنین صحیفه اى كه در آن نام تمامى پیروانشان و نیز صحیفه اى كه نام همه قاتلین و دشمنانشان در آن ثبت گردیده ، نزد او موجود خواهد بود.
و یه عنوان این كه او امام و خلیفه رسول اللّه مى باشد، سه كتاب مهمّ دیگر نزد او مى باشد، كه عبارتند از:
كتاب جامعه ، كه طول آن هفتاد ذراع (حدود 35 متر) مى باشد و تمام نیازمندیهاى انسانها در تمام امور و مسائل ، در آن موجود است .
كتاب جفر اكبر و اصغر، كه تمام علوم و حدود و دیات در آن مذكور است و مصحف و كتابنامه شریف حضرت فاطمه زهراء علیها السلام مى باشد.

منبع:  احتجاج مرحوم طبرسى ج 2، ص 448، ح 311




طبقه بندی: امـام رضــا علیه السلام،
برچسب ها: درس، پیشوا شناسی، علائم پیشوا، سه کتاب مهم، مُجری دستورات الهی، امام رضا و درس امام شناسی،
10:36 ب.ظ
237
قیامت و پرسش از مهم ترین نعمت ها

قیامت و پرسش از مهم ترین نعمت ها
مرحوم شیخ صدوق به نقل از حاكم بیهقى حكایت كند:
روزى حضرت علىّ بن موسى الرّضا علیهما السلام در جمع عدّه اى نشسته بود، ضمن فرمایشاتى فرمود: در دنیا هیچ نعمت واقعى و حقیقى وجود ندارد.
بعضى از دانشمندان حاضر در مجلس گفتند: یاابن رسول اللّه ! پس این آیه شریفه قرآن ) لتسئلنّ یومئذٍ عن النّعیم ( كه مقصود آب سرد و گوارا مى باشد، را چه مى گوئى ؟
حضرت با آواى بلند اظهار نمود: شما این چنین تفسیر كرده اید؛ و عدّه اى دیگرتان گفته اند: منظور طعام لذیذ است ؛ و نیز عدّه اى دیگر، خواب راحت و آرام بخش تعبیر كرده اند.
و سپس افزود: به درستى كه پدرم از پدرش ، امام جعفر صادق علیه السلام روایت فرموده است كه : خداوند متعال نعمت هائى را كه در اختیار بندگانش ‍ قرار داده است ، همه به عنوان تفضّل و لطف بوده است تا مورد استفاده و بهره قرار دهند.
و خداى رحمان اصل آن نعمت ها را مورد سؤ ال و بازجوئى قرار نمى دهد و منّت هم برایشان نمى گذارد، چون منّت نهادن در مقابل لطف و محبّت ، زشت و ناپسند است .
بنابر این ، منظور از آیه شریفه قرآن ، محبّت و ولایت ما اهل بیت رسول اللّه صلوات اللّه علیهم است كه خداوند متعال در روز محشر، پس از سؤال پیرامون توحید و یكتاپرستى ؛ و پس از سؤ ال از نبوّت پیغمبر اسلام ، از ولایت ما ائمّه ، نیز سؤ ال خواهد كرد.
و چنانچه انسان از عهده پاسخ آن برآید و درمانده نگردد، وارد بهشت گشته و از نعمت هاى جاوید آن بهره مى برد، كه زایل و فاسدشدنى نخواهد بود.
سپس امام رضا علیه السلام افزود: پدرم از پدران بزرگوارش علیهم السلام حكایت فرمود، كه رسول خدا صلى الله علیه و آله خطاب به علىّ بن ابى طالب علیه السلام فرمود:
اى علىّ! اوّلین چیزى كه پس از مرگ از انسان سؤ ال مى شود، یگانگى خداوند سبحان ، سپس نبوّت و رسالت من ؛ و آن گاه از ولایت و امامت تو و دیگر ائمّه خواهد بود، با كیفیّتى كه خداوند متعال مقرّر و تعیین نموده است .
پس اگر انسان ، صحیح و كامل اقرار كند و پاسخ دهد، وارد بهشت جاوید گشته و از نعمت هاى بى منتهایش بهره مند مى گردد.

تفسیرالبرهان : ج 4، ص 502، ح 5، به نقل از توحید شیخ صدوق




طبقه بندی: امـام رضــا علیه السلام،
برچسب ها: قیامت، پرسش از نعمتها، نعمت واقعی، سئوال قیامت، امام رضا علیه السلام و توضیح نعمت، نعمتهای خدا،
10:32 ب.ظ
236
امام همچون دریا و علومش قطرات آن

امام همچون دریا و علومش قطرات آن
مرحوم علاّمه مجلسى و برخى دیگر از بزرگان آورده اند:
یكى از اصحاب حضرت علىّ بن موسى الرّضا علیه السلام به نام علىّ بن ابى حمزه بطائنى حكایت كند:
روزى در محضر مبارك آن حضرت بودم ، كه تعداد سى نفر غلام حبشى در آن مجلس وارد شدند.
پس از ورود، یكى از ایشان به زبان و لهجه حبشى با امام رضاعلیه السلام سخن گفت و حضرت نیز به زبان حبشى و لهجه محلّى خودشان پاسخ او را بیان نمود و لحظاتى با یكدیگر به همین زبان سخن گفتند.
آن گاه حضرت مقدارى پول - درهم - به آن غلام عطا نمود و مطلبى را نیز به او فرمود؛ و سپس همگى آن ها حركت كردند و از مجلس خارج شدند.
من با حالت تعجّب به آن حضرت عرضه داشتم : یاابن رسول اللّه ! فدایت گردم ، مثل این كه با این غلام به زبان حبشى و لهجه محلّى صحبت مى فرمودى ؟!
او را به چه چیزى امر نمودى ؟
امام علیه السلام فرمود: آن غلام را در بین تمام همراهانش ، عاقل و با شخصیّت دیدم ، لذا او را برگزیدم و ضمن تذكّراتى ، به او توصیه كردم تا كارها و برنامه هاى سایر غلامان و دوستان خود را بر عهده گیرد و در حقّ آن ها رسیدگى كند؛ و نیز هر ماه مقدار سى درهم به هر كدام از ایشان بپردازد.
و او نیز نصایح مرا پذیرفت ؛ و مقدار دراهمى به او دادم تا بین دوستانش طبق توصیه تقسیم نماید.
علىّ بن ابى حمزه بطائنى افزود: سپس حضرت مرا مخاطب قرار داد و فرمود: آیا از گفتار و برخورد من با این غلامان و بندگان خدا تعجّب كرده اى ؟!
و آن گاه حضرت به دنبال سؤ ال خویش اظهار داشت : تعجّب نكن ؛ براى این كه منزلت و موقعیّت امام ، بالاتر و مهمّتر از آن است كه تو و امثال تو فكر مى كنى .
سپس فرمود: آنچه را كه در این مجلس مشاهده كردى ، همانند قطره اى است در منقار پرنده اى كه از آب دریا برگرفته باشد.
آیا برداشتن یك قطره از آب دریا، در كم و یا زیاد شدن آب دریا تاثیرى دارد؟!
بعد از آن ، امام رضا علیه السلام افزود: توجّه داشته باش كه همانا امام و علوم او، همچون دریاى بى منتهائى است كه پایان ناپذیر باشد و درون آن مملوّ از انواع موجودات و جواهرات گوناگون خواهد بود، و چون پرنده اى قطره اى از آب آن را بردارد، چیزى از آب آن كم نخواهد شد.
و همچنین امام ، علومش بى منتها است ؛ و هر كسى نمى تواند به تمام مراحل علمى و اطّلاعات او دست یابد.

قرب الا سناد: ص 144، بحارالا نوار: ج 26، ص 190، ح 2




طبقه بندی: امـام رضــا علیه السلام،
برچسب ها: دریا، علوم امام، قطره های دریا، تکلم به زبان حبشی، علم امام رضا علیه السلام، دریای بی منتها،
10:29 ب.ظ
235
تعیین اُجرت قبل از كار

تعیین اُجرت قبل از كار
مرحوم كلینى به نقل از سلیمان بن جعفر حكایت كند:
روزى به همراه حضرت ابوالحسن ، امام علىّ بن موسى الرّضا علیهما السلام جهت انجام كارى از منزل بیرون رفته بودیم .
پس از پایان آن كار، هنگامى كه خواستم به منزل خود مراجعت نمایم ، حضرت فرمود: امشب همراه من بیا تا به منزل ما برویم و شب را میهمان ما باش .
من نیز دعوت حضرت رضا علیه السلام را پذیرفتم ، وقتى خواستیم وارد منزل شویم ، یكى دیگر از اصحاب به نام مُعتّب نیز همراه ما آمد.
همین كه داخل منزل رفتیم ، متوجّه شدیم كه غلامان حضرت مشغول ساختن جایگاهى  براى حیوانات هستند و در بین آن ها مردى سیاه چهره ، به عنوان كارگر ، گِل تهیّه مى كند و به دست دیگران مى دهد.
امام رضا علیه السلام سؤ ال نمود: این شخص كیست ؟
جواب دادند: این شخص ما را كمك مى كند؛ و ما نیز آخر كار چیزى به او مى دهیم .
حضرت فرمود: آیا براى او معیّن كرده اید، كه مزدش چقدر باشد؟
در پاسخ به حضرت گفتند: خیر، هر چه به او بدهیم ، قبول دارد و راضى است .
حضرت با شنیدن این پاسخ ، بسیار عصّبانى و خشمناك گردید و خواست با آن ها برخورد نماید.
من جلو رفتم و عرض كردم : یاابن رسول اللّه ! چرا ناراحت شُدید، چرا این چنین برخورد مى كنى ؟!
امام علیه السلام فرمود: چندین مرتبه به آن ها تذكّر داده ام كه این چنین عمله و كارگر نیاورند، مگر آن كه قبل از شروع به كار، با او تعیین اُجرت نمایند.
پس از آن ، حضرت افزود: چنانچه با كارگر قبل از شروع كار تعیین اجرت نكنى ، اگر چه چند برابر مزدش را هم به او بدهى ، باز هم ناراضى است و ممكن است خود را طلبكار بداند.
ولى چنانچه با او تعیین اجرت شد، وقتى مزد خود را بگیرد، تشكّر مى كند از این كه تمام مزد خود را بدون كم و كاستى گرفته ؛ و اگر مختصرى هم بر مزدش اضافه كنى آن را محبّت و لطف مى داند و این محبّت را هرگز فراموش نمى كند.

كافى : ج 5، ص 288، ح 1




طبقه بندی: امـام رضــا علیه السلام،
برچسب ها: کار، تعیین اجرت، مزد کارگر، امام رضاعلیه السلام و دستمزد کارگر،
10:26 ب.ظ
234
روش برخورد با مردم

روش برخورد با مردم
مرحوم شیخ طوسى رضوان اللّه تعالى علیه در كتاب رجال خود آورده است :
در یكى از روزها، عدّه اى از دوستان امام رضا علیه السلام در منزل آن حضرت گرد یكدیگر جمع شده بودند و یونس بن عبدالرّحمن نیز كه از افراد مورد اعتماد حضرت و از شخصیّت هاى ارزنده بود، در جمع ایشان حضور داشت .
هنگامى كه آنان مشغول صحبت و مذاكره بودند، ناگهان گروهى از اهالى بصره اجازه ورود خواستند.
امام علیه السلام ، به یونس فرمود: داخل فلان اتاق برو و مواظب باش هیچ گونه عكس العملى از خود نشان ندهى ؛ مگر آن كه به تو اجازه داده شود.
آن گاه اجازه فرمود و اهالى بصره وارد شدند و بر علیه یونس ، به سخن چینى و ناسزاگوئى آغاز كردند.
و در این بین حضرت رضا علیه السلام سر مبارك خود را پائین انداخته بود و هیچ سخنى نمى فرمود؛ و نیز عكس العملى ننمود تا آن كه بلند شدند و ضمن خداحافظى از نزد حضرت خارج گشتند.
بعد از آن ، حضرت اجازه فرمود تا یونس از اتاق بیرون آید.
یونس با حالتى غمگین و چشمى گریان وارد شد و حضرت را مخاطب قرار داد و اظهار داشت :
یاابن رسول اللّه ! من فدایت گردم ، با چنین افرادى من معاشرت دارم ، در حالى كه نمى دانستم درباره من چنین خواهند گفت ؛ و چنین نسبت هائى را به من مى دهند.
امام رضا علیه السلام با ملاطفت ، یونس بن عبدالرّحمان را مورد خطاب قرار داد و فرمود: اى یونس ! غمگین مباش ، مردم هر چه مى خواهند بگویند، این گونه مسائل و صحبت ها اهمیّتى ندارد، زمانى كه امام تو، از تو راضى و خوشنود باشد هیچ جاى نگرانى و ناراحتى وچود ندارد.
اى یونس ! سعى كن ، همیشه با مردم به مقدار كمال و معرفت آن ها سخن بگوئى و معارف الهى را براى آن ها بیان نمائى .
و از طرح و بیان آن مطالب و مسائلى كه نمى فهمند و درك نمى كنند، خوددارى كن .
اى یونس ! هنگامى كه تو دُرّ گرانبهائى را در دست خویش دارى و مردم بگویند كه سنگ یا كلوخى در دست تو است ؛ و یا آن كه سنگى در دست تو باشد و مردم بگویند كه درّ گرانبهائى در دست دارى ، چنین گفتارى چه تاءثیرى در اعتقادات و افكار تو خواهد داشت ؟
و آیا از چنین افكار و گفتار مردم ، سود و یا زیانى بر تو وارد مى شود؟!
یونس با فرمایشات حضرت آرامش یافت و اظهار داشت : خیر، سخنان ایشان هیچ اهمیّتى برایم ندارد.
امام رضا علیه السلام مجدّدا او را مخاطب قرار داد و فرمود:
اى یونس ، بنابر این چنانچه راه صحیح را شناخته ، همچنین حقیقت را درك كرده باشى ؛ و نیز امامت از تو راضى باشد، نباید افكار و گفتار مردم در روحیّه ، اعتقادات و افكار تو كمترین تاثیرى داشته باشد؛ مردم هر چه مى خواهند، بگویند.

بحارالا نوار: ج 2، ص 65، ح 5، به نقل از كتاب رجال كشّى




طبقه بندی: امـام رضــا علیه السلام،
برچسب ها: رضایت امام رضا علیه السلام، بدگویی، مقدار معرفت، راه صحیح، درک حقیقت، گفته های مردم،
10:22 ب.ظ
233
اگر توبه نمایند، نجات یابند؟!

اگر توبه نمایند، نجات یابند؟!
روزى یكى از منافقین به حضرت ابوالحسن ، امام رضا علیه السلام عرضه داشت : بعضى از شیعیان و دوستان شما خمر (شراب مست كننده ) مى نوشند؟!
امام علیه السلام فرمود: سپاس خداوند حكیم را، كه آن ها در هر حالتى كه باشند، هدایت شده ؛ و در اعتقادات صحیح خود ثابت و مستقیم مى باشند.
سپس یكى دیگر از همان منافقین كه در مجلس حضور داشت ، به امام علیه السلام گفت : بعضى از شیعیان و دوستان شما نبیذ مى نوشند؟!
حضرت فرمود: بعضى از اصحاب رسول اللّه صلى الله علیه و آله نیز چنین بودند.
منافق گفت : منظورم از نبیذ، آب عسل نیست ؛ بلكه منظورم شراب مست كننده است .
ناگاه حضرت با شنیدن این سخن ، عرق بر چهره مبارك حضرت ظاهر شد و فرمود: خداوند كریم تر از آن است كه در قلب بنده مؤمن علاقه به خمر و محبّت ما اهل بیت رسالت را كنار هم قرار دهد و هرگز چنین نخواهد بود.
سپس حضرت لحظه اى سكوت نمود؛ و آن گاه اظهار داشت :
اگر كسى چنین كند؛ و نسبت به آن علاقه نداشته باشد و از كرده خویش پشیمان گردد، در روز قیامت مواجه خواهد شد با پروردگارى مهربان و دلسوز، با پیغمبرى عطوف و دل رحم ، با امام و رهبرى كه كنار حوض كوثر مى باشد؛ و دیگر بزرگانى كه براى شفاعت و نجات او آمده اند ولیكن تو و امثال تو در عذاب دردناك و سوزانِ برهوت گرفتار خواهید بود.

بحارالا نوار: ج 27، ص 314، ح 12، به نقل از مشارق الانوار: ص 246




طبقه بندی: امـام رضــا علیه السلام،
برچسب ها: امام رضا و منافق، شیعیان گناهکار، قلب مؤمن، توبه، عذاب دشمنان،
10:20 ب.ظ
232
ختم قرآن یا اندیشه در آن

ختم قرآن یا اندیشه در آن
مرحوم شسخ صدوق ، طبرسى و دیگر بزرگان به نقل از ابراهیم بن عبّاس حكایت كنند:
در طول مدّتى كه در محضر مبارك امام علىّ بن موسى الرّضا علیه السلام بودم و در محافل و مجالس گوناگون ، همراه با آن حضرت شركت داشتم ، هرگز ندیدم سخنى و مطلبى در مسائل دین و امور مختلف از آن حضرت سؤ ال شود؛ مگر آن كه بهتر و شیواتر از همه پاسخ مى فرمود.
و در همه علوم و فنون به طور كامل آگاه و آشنا بود؛ و نیز جوابى را كه بیان مى نمود در حدّ عالى قانع كننده بود؛ و كسى را نیافتم كه از او آشناتر باشد.
همچنین ماءمون در هر فرصت مناسبى به شیوه هاى مختلفى ، سعى داشت تا آن حضرت را مورد سؤ ال و آزمایش قرار بدهد؛ ولى امام علیه السلام در هیچ موردى درمانده نگشت ؛ و بلكه در هر رابطه اى كه از آن حضرت سؤ ال مى شد، به نحو صحیح و كامل پاسخ ، بیان مى فرمود.
و معمولا مطالب و جواب سؤ ال هائى كه حضرت بیان مى فرمود، برگرفته شده از آیات شریفه قرآن بود.
آن حضرت قرآن را هر سه روز یك مرتبه ختم مى كرد؛ و مى فرمود:
اگر بخواهم ، مى توانم قرآن را كمتر از این مدّت هم ختم كنم و تلاوت نمایم .
ولیكن من به هر آیه اى از آیات شریفه قرآن كه مرور مى كنم درباره آن تاءمّل مى كنم و مى اندیشم ، كه پیرامون چه موضوعى مى باشد، در چه رابطه یا حادثه اى سخن به میان آورده است ؛ و در چه زمانى فرود آمده است .
و هرگز بدون تدبّر و تاءمّل در آیات شریفه ، از آن ها ردّ نمى شوم ، به همین جهت است كه مدّت سه روز طول مى كشد تا قرآن را تلاوت و ختم كنم .

 إعلام الورى طبرسى : ج 2، ص 63، عیون اخبارالرّضا علیه السلام : ج 2، ص 180، ح 4، كشف الغمّة : ج 2، ص 316، بحار: ج 49، ص 90، ح 3




طبقه بندی: امـام رضــا علیه السلام،
برچسب ها: ختم قرآن، اندیشه، تدبر در قرآن، امام رضا و ختم قرآن، اندیشه در آیات،
  • تعداد کل صفحات : 3 ::
  • 1
  • 2
  • 3