تبلیغات
راه روشن
آخرین مطالب
دعای فرج
دوستی اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ در قرآن كریم
دوستی اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ در روایات
محبت اصحاب کساء در کلام نبوی
خلیفه تمام انبیاء و ائمّه در شهر كوفه
خصوصیات حضرت مهدی علیه السلام
ظهور نور و انتقام از ظالم
پیراهن یوسف و ابراهیم كجاست ؟
او را نخواهید دید
ریگ طلا در طواف كعبه
فایده عطسه و برخورد با آن
میلاد سعادت بخش
مردى كهن سال با ظاهری جوان
اوّلین برنامه عملى پس از ظهور و قیام
شهرسازى و تخریب و كُندى حركت افلاك
جبرئیل اوّلین بیعت كننده
تقسیم عادلانه و حكم بر حقایق مذاهب
اطّلاعیه اى بر غیبت كبرى
چهار مطلب ارزشمند در مورد امام زمان
7 حدیث ارزشمند از امام مهدی علیه السلام
آشنائى به تمام لغات و زبان ها و دیگر علوم
دیدار امام عسکری از خانواده نصرانى
دقت در گناه شناسى
مُهر امامت بر ریگ ها
دو نوع پوشش و اظهار حجّت
بارش باران به وسیله استخوان و كشف رمز آن
ارسال كمك براى شیعیان از زندان
توان شنیدن و تحمّل علوم ائمّه علیهم السلام ؟!
افتخار خدمت با حفظ اسرار
نوشیدن آب رحیل و آخرین وضوء
07:27 ق.ظ
222
آفرینشی مافوق تصوّر

آفرینشی مافوق تصوّر
مرحوم شیخ مفیدرحمة اللّه علیه آورده است :
امام موسى بن جعفر علیه السلام فرمود: همانا خداوند متعال دو جهان مرتبط با یكدیگر آفریده است ، كه یكى از آن ها عُلیا و دیگرى سُفلى مى باشد.
و آفرینش تشكیلاتى هر دو جهان را در انسان ایجاد نموده است ؛ همان طور كه این جهان را كروى شكل آفریده است ، همچنین سر انسان را نیز چون گنبد، كروى شكل قرار داده و موهاى سر انسان به منزله ستارگان ؛ و چشمانش همانند خورشید و ماه ؛ و مجراى تنفّس او را چون شمال و جنوب ؛ و دو گوش انسان را چون مشرق و مغرب قرار داده است .
همچنین چشم بر هم زدن انسان ، مانند جرقّه و برق ، سخن و كلام او مانند رعد و صداى آسمانى ، راه رفتن او همچون حركت ستارگان سیّاره است .
همچنین نشست و نگاه انسان همانند إشراف ستارگان ؛ و خواب انسان مانند هبوط آن ها؛ و نیز مرگ او همانند فناء و نابودى آن ستارگان خواهد بود.
خداوند كریم در پشت انسان 24 فقره و مهره استخوانى همانند 24 ساعت شبانه روز، و درون او 30 روده به تعداد روزهاى ماه قرار داده است ؛ و بدن او را متشكّل از 12 عضو به مقدار حدّ اكثر حمل او در شكم مادر آفریده است .
و درون انسان چهار نوع آب وجود دارد كه عبارتند از:
آب شور در چشمانش تا در گرما و سرما محفوظ و سالم بماند.
آب تلخ در گوش هایش تا جلوگیرى از ورود حشرات باشد.
آب مَنى در صلب و كمرش تا او را از فساد و دیگر عوارض مصون و سالم نگه دارد.
آب صاف در دهان و زبانش تا كمك در جهات مختلف دهان و درون باشد.
و به همین جهت هنگامى كه حضرت آدم علیه السلام لب به سخن گشود، شهادت به یگانگى خداوند سبحان داد.
همچنین خداوند حكیم انسان را از نفس و جسم و روح آفرید، كه به وسیله نفس ، خواب هاى مختلف مى بیند؛ و جسمش مورد انواع بلاها و امراض ‍ گوناگون قرار مى گیرد، كه در نهایت به خاك باز مى گردد؛ و روح تا زمانى كه جسم بر روى زمین باشد، با او است و پس از آن جدا خواهد شد.

منبع: اختصاص شیخ مفید ، ص142




طبقه بندی: امام موسی کاظم علیه السلام،
برچسب ها: آفرینش، تجلی هر دو جهان در انسان، جهان کروی، امام موسی کاظم و آفرینش، انسان و جهان خلقت،
07:24 ق.ظ
221
در گهواره و مسائل خانوادگى

در گهواره و مسائل خانوادگى
یكى از اصحاب امام جعفر صادق علیه السلام ، به نام یعقوب سرّاج حكایت كند:
روزى به قصد ملاقات و زیارت مولایم ، حضرت صادق آل محمّد علیهم السلام به منزل ایشان رفتم ، هنگامى كه وارد شدم ، دیدم كه آن امام بزرگوار كنار گهواره شیرخوارش ، حضرت ابوالحسن موسى كاظم علیه السلام ایستاده ؛ و جهت دل گرم كردن و آرام نمودن نوزاد، با او سخن مى گوید.
مدّت زیادى بدین منوال طول كشید؛ و همچنان من در گوشه اى نشسته و نظاره گر آن ها بودم تا آن كه سخن راز امام با نور دیده اش علیه السلام به پایان رسید.
آن گاه من از جاى خود برخاستم و به سمت آن امام مهربان رفتم ، همین كه نزدیك آن حضرت قرار گرفتم ، فرمود: آن نوزاد، بعد از من ، مولایت خواهد بود، نزد او برو و سلام كن .
پس اطاعت كردم و نزدیك آن نوزاد و نور الهى رفتم و سلام كردم ، با این كه او كودكى شیرخواره در گهواره بود، خیلى زیبا و با بیانى شیوا جواب سلام مرا داد.
و سپس به من خطاب نمود و اظهار داشت : حركت كن و به سوى منزل خود روانه شو و آن نام زشت و نامناسبى را كه دیروز براى دخترت برگزیده اى تغییر بده ، چون خداوند متعال صاحب چنین نام و اسمى را دشمن داشته و غضب دارد و او مورد رحمت الهى قرار نخواهد گرفت .
یعقوب سرّاج در ادامه گوید:
یك روز قبل از آن كه خدمت حضرت برسم ، خداوند متعال دخترى به من عطا كرده بود، كه نام او را حُمیراء نهاده بودیم ؛ و كسى هم آن حضرت را از این موضوع آگاه نكرده بود؛ و با این كه آن حضرت ، طفلى شیرخوار در گهواره بود، به خوبى از درون مسائل خانوادگى ما آگاه بود.
و بعد از آن كه چنین علم غیبى از آن طفل معصوم آشكار گشت و مرا در تغییر و انتخاب اسم مناسبى براى دخترم نصیحت فرمود، امام جعفر صادق علیه السلام مرا مورد خطاب قرار داده و اظهار نمود: اى سرّاج ! دستور و پیشنهاد مولایت را عمل كن ، كه موجب سعادت و خوشبختى شما خواهد بود.
یعقوب گوید: من نیز اطاعت امر كردم و نام دخترم را به نام مناسبى تغییر دادم.

( اصول كافى : ج 1، ص 310، ح 11، إ ثبات الهداة : ج 3، ص 158، ح12 (




طبقه بندی: امام موسی کاظم علیه السلام،
برچسب ها: امام کاظم، پاسخ سلام شیرخوار، نام زشت، علم امام کاظم، تغییر اسم نامناسب،
07:14 ق.ظ
220
آگاهی از درون افراد

آگاهی از درون افراد
مرحوم قطب الدّین راوندى و دیگر بزرگان به نقل از عیسى شَلمقانى آورده اند:
روزى بر محضر مبارك امام صادق علیه السلام وارد شدم و تصمیم داشتم كه درباره شخصى به نام ابوالخطّاب سؤال كنم .
همین كه داخل منزل حضرت رفتم و سلام كردم ، امام علیه السلام فرمود: اى عیسى ! چرا نزد فرزندم موسى - كاظم علیه السلام - نمى روى ، تا آنچه كه مى خواهى از او سؤ ال كنى ؟!
من دیگر سخنى نگفتم و براى یافتن حضرت موسى كاظم علیه السلام روانه گشتم ؛ و سرانجام او را در مكتب خانه یافتم ، كه نشسته بود و مدادى در دست داشت .
چون چشم آن كودك معصوم بر من افتاد، اظهار داشت : اى عیسى ! خداوند متعال در روز ازل از تمامى پیغمبران و خلایق ، بر نبوّت محمّد بن عبداللّه صلى الله علیه و آله ؛ و نیز خلافت و جانشینى اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام عهد و میثاق گرفته است ؛ و همگان نسبت به آن وفادار و ثابت هستند.
ولیكن عدّه اى از افراد، ایمانشان حقیقت و واقعیّت ندارد، بلكه ایمان آن ها عاریه و ظاهرى است ، كه ابوالخطّاب نیز از جمله همین افراد مى باشد.
عیسى شلمقانى گوید: چون از آن كودك ، چنین سخنى عظیم را شنیدم ، خصوصاً كه از نیّت و قصد درونى من آگاه بود، بسیار خوشحال شدم ؛ و آن حضرت را در آغوش گرفته و پیشانى او را بوسیدم و اظهار داشتم :
ذرّیه رسول اللّه ، بعضى از بعضى ارث مى برند و همگان یكى مى باشند.
و پس از آن ، نزد امام صادق علیه السلام بازگشتم و جریان را برایش بازگو كردم ؛ و افزودم بر این كه همانا او حجّت خدا و خلیفه بر حقّ رسول اللّه صلى الله علیه و آله است .
سپس امام صادق علیه السلام فرمود: چنانچه هر مطلب و سؤالى كه داشتى ، از این فرزندم - كه او را مشاهده نمودى - سؤال مى كردى ، تو را پاسخ كافى و كامل مى داد.

(الخرایج والجرایح : ج 2، ص 653، ح 2، بحارالا نوار: ج 48، ص 58، ح68 (




طبقه بندی: امام موسی کاظم علیه السلام،
برچسب ها: آگاهی از درون، امام موسی کاظم، پاسخ سئوال درون، میثاق روز ازل، ایمان عاریه،
07:12 ق.ظ
219
دلیلی بر امامت امام کاظم علیه السلام

دلیلی بر امامت امام کاظم علیه السلام

مرحوم شیخ حرّ عاملى و راوندى و دیگران بزرگان آورده اند:
پس از آن كه امام جعفر صادق علیه السلام به شهادت رسید، یكى از فرزندانش به نام عبداللّه - كه بزرگ ترین فرزند حضرت بود - ادّعاى امامت كرد.
امام موسى كاظم علیه السلام دستور داد تا مقدار زیادى هیزم وسط حیاط منزلش جمع كنند؛ و سپس شخصى را به دنبال برادرش عبداللّه فرستاد تا او را نزد حضرت احضار نماید.
چون عبداللّه وارد شد، دید كه جمعى از اصحاب و شیعیان سرشناس نیز در آن مجلس حضور دارند.
و چون عبداللّه كنار برادر خود امام كاظم علیه السلام نشست ، حضرت دستور داد تا هیزم ها را آتش بزنند؛ و با سوختن هیزم ها، آتش زیادى تهیه گردید.
تمامى افراد حاضر در مجلس ، در حیرت و تعجّب فرو رفته بودند و از یكدیگر مى پرسیدند كه چرا امام موسى كاظم علیه السلام چنین كارى را در آن محلّ و مجلس انجام مى دهد.
آن گاه حضرت از جاى خود برخاست و جلو آمد و در وسط آتش نشست ؛ و با افراد حاضر مشغول صحبت و مذاكره گردید.
پس از گذشت ساعتى بلند شد و لباس هاى خود را تكان داد و آمد در جایگاه اوّلیه خود نشست و به برادرش عبداللّه فرمود: اگر گمان دارى بر این كه تو بعد از پدرت امام جعفر صادق علیه السلام امام و خلیفه هستى ، بلند شو و همانند من در میان آتش بنشین .
عبداللّه چون چنان صحنه اى را دید و چنین سخنى را شنید، رنگ چهره اشدگرگون شد و بدون آن كه پاسخى دهد با ناراحتى برخاست و مجلس را ترك كرد.

 (اثبات الهداة : ج 3، ص 196، بحارالا نوار: ج 48، ص 67، ح69 (




طبقه بندی: امام موسی کاظم علیه السلام،
برچسب ها: دلیل امامت، امام کاظم، نشستن در آتش، تکلم در وسط آتش، نشانه امامت،
07:06 ق.ظ
218
نشانه هایی از امامت

نشانه هاى امامت کدامند ؟
ابوبصیر روایت كند:
روزى به محضر مبارك امام موسى كاظم علیه السلام وارد شدم و عرضه داشتم : فدایت گردم ، امام چگونه شناخته مى شود و نشانه هاى امامت چیست ؟
حضرت فرمود: امات نشانه ها و علامتهاى بسیارى دارد:
یكى آن بود كه پدرم انجام داد جریان بینا شدن ابوبصیر توسّط امام صادق علیه السلام .
دیگری اینکه از طرف خداوند متعال به وسیله حضرت رسول صلى الله علیه و آله منصوب و معرّفى شود، همانطور كه امیرالمؤمنین علىّ علیه السلام را نصب نمود.
و دیگر آن كه آنچه از او در هر موضوعى سئوال كنند، جواب آن را بداند و بتواند پاسخ دهد، و با مردم از هر قبیله و نژادى و صاحب هر لغتى كه باشند، سخن گوید.
سپس افزود: اى ابوبصیر! هم اكنون نشانه اى از آن را مشاهده و ملاحظه خواهى نمود.
آن گاه لحظاتى گذشت ، ناگهان شخصى از اهالى خراسان وارد شد و با زبان عربى با حضرت سخن گفت ؛ ولى امام علیه السلام به فارسى و زبان محلّى با آن خراسانى صحبت مى فرمود.
مرد خراسانى با حالت تعجّب گفت : یا ابن رسول اللّه ! من با شما به زبان عربى سخن مى گویم ؛ لیكن شما به زبان فارسى صحبت مى فرمائى ؟!
حضرت فرمود: اگر ما نتوانیم به زبان فارسى و محلّى با شما سخن گوئیم ؛ پس چه مزیّت و فضیلتى بر دیگران داریم .
پس از آن ، حضرت به من خطاب نمود و فرمود: اى ابوبصیر! امام به تمام لغات انسانها آشنا است ، و نیز زبان تمام حیوانات را مى فهمد و با آنها سخن مى گوید؛ و كسى كه داراى این مزایا و اوصاف نباشد، امام نیست.

  (بحارالا نوار: ج 48، ص 47، ح 33، قرب الا سناد: ص 146، اصول كافى : ج 1، ص 255، ح 7)




طبقه بندی: امام موسی کاظم علیه السلام،
برچسب ها: نشانه های امامت، نصب توسط خدا و رسول، آشنایی با تمام لغات، فهم زبان حیوانات، امام موسی کاظم،
07:02 ق.ظ
217
پرش نان و بلعیدن شیر

پرش نان و بلعیدن شیر
علىّ بن یقطین - یكى از دوستان و اصحاب امام موسى كاظم علیه السلام كه وزیر هارون الرّشید نیز بود - حكایت كند:
روزى هارون الرّشید بعضى از نزدیكان خود و همچنین امام موسى كاظم علیه السلام را براى صرف طعام دعوت كرد؛ و یكى از افراد خود را دستور داد تا بر سر سفره كارى كند كه حضرت موسى كاظم علیه السلام شرمنده و خجل شود.
حضرت به همراه یكى از خادمان خود تشریف آورد و در جایگاه خود جلوس فرمود، پس از لحظاتى سفره پهن و غذاها چیده و آماده شد و حاضران مشغول خوردن غذا شدند.
و خادم حضرت نیز كنار حضرتش قرار گرفته بود، مشغول خوردن شد و چون مى خواست نانى بردارد با سحر و جادوئى كه شده بود، نان پرواز مى كرد و تمام حاضران مى خندیدند و در ضمن حضرت را مسخره مى كردند.
چون چند مرتبه این كار تكرار شد، حضرت به عكس شیرى كه بر یكى از پرده ها بود خطاب نمود و اظهار داشت : اى شیر خدا! دشمن خدا را برگیر.
ناگهان آن عكس تجسّم یافت و شیرى بزرگ و غضبناك گردید؛ و سپسحمله اى نمود و آن شخص ساحر و جادوگر را بلعید.
تمامى افراد در آن مجلس ، با دیدن چنین صحنه اى هولناك ، از ترس و وحشت بیهوش گشته و روى زمین افتادند و شیر به حالت اوّلیّه خود برگشت .
پس از گذشت ساعتى كه حاضران بهوش آمدند، هارون الرّشید به حضرت موسى بن جعفر علیهما السلام عرضه داشت : تو را سوگند مى دهم به حقّى كه بر گردنت دارم ، تقاضا نمائى كه شیر آن مرد را بازگرداند.
حضرت فرمود: اگر عصاى پیغمبر خدا، حضرت موسى علیه السلام آنچه را كه در حضور فرعون بلعید، بازگردانید، این شیر هم آن شخص را باز مى گرداند.

( امالى شیخ صدوق : ص 148، بحارالا نوار: ج 48، ص 41 ،ح 1، عیون اخبارالرّضا علیه السلام : ج 1، ص 95، ح1 (




طبقه بندی: امام موسی کاظم علیه السلام،
برچسب ها: مجلس هارون الرشید، معجزه امام موسی کاظم، بلعیدن ساحر، تجسم عکس،
06:58 ق.ظ
216
معرفت ، نجات بخش انسان است

معرفت ، نجات بخش انسان است
بسیارى از بزرگان در كتابهاى خود آورده اند:
شخصى به نام حسن بن عبداللّه ، فردى زاهد و عابد بود و مورد توجّه عامّ و خاصّ قرار داشت .
روزى وارد مسجد شد، امام موسى كاظم علیه السلام نیز در مسجد حضور داشت ، همین كه حضرت او را دید فرمود: نزد من بیا.
چون حسن بن عبد اللّه خدمت امام علیه السلام آمد، حضرت به او فرمود: اى ابوعلىّ! حالتى كه در تو هست ، آن را بسیار دوست دارم و مرا شادمان كرده است و تنها نقص تو آن ست كه شناخت و معرفت ندارى ، لازم است آن را جستجو كنى و بیابى .
حسن اظهار داشت : یاابن رسول اللّه ! فدایت گردم ، معرفت چیست و چگونه به دست مى آید؟
فرمود: برو نسبت به مسائل دین فقیه شو و اهل حدیث باش .
حسن توضیح خواست كه از چه كسى معرفت بیاموزم ؟
حضرت فرمود: از فقهاء و دانشمندان اهل مدینه بیاموز، و چون مطلبى را فراگرفتى ، آن را نزد من آور تا راهنمائیت كنم .
حسن بن عبداللّه حركت نمود و مسائلى را از علماء فراگرفت و نزد حضرت باز گشت ، وقتى حضرت چنین حالتى را از او دید، فرمود: برو معرفت را فراگیر و آن را بشناس .
این حركت چند بار تكرار شد، تا آن كه روزى امام موسى كاظم علیه السلام در مزرعه اش بود، حسن با حضرت ملاقات كرد و گفت : فرداى قیامت در پیشگاه خداوند بر علیه تو شكایت مى كنم ، مگر آن كه مرا بر شناسائى حقیقت معرفت ، هدایت و راهنمائى كنى ؟
بعد از آن ، امام علیه السلام فرمود: اوّلین امام و خلیفه رسول اللّه امیرالمؤمنین علىّ علیه السلام است ؛ و سپس امام حسن ، امام حسین ، امام علىّ ابن الحسین ، امام محمّد باقر، امام جعفر صادق (صلوات اللّه و سلامه علیهم ). حسن گفت : یا ابن رسوال اللّه ! امام امروز كیست ؟
حضرت فرمود: من امام و حجّت خدا هستم .
گفت : آیا دلیل و نشانه اى دارى كه با آن استدلال كنم ؟
فرمود: نزد آن درخت برو، و بگو كه موسى بن جعفر مى گوید: حركت كن و به سوى من بیا.
حسن گوید: به خداوند قسم ، چون نزدیك درخت آمدم ؛ و پیام حضرت را رساندم ، دیدم زمین شكافت و درخت به سوى حضرت حركت كرد تا آن كه جلوى آن بزرگوار آمد و ایستاد، سپس امام علیه السلام به درخت اشاره نمود: برگرد، پس آن درخت برگشت.

( اصول كافى : ج 1، ص 286، ح 8، الثّاقب فى المناقب : ص 455، ح 383، خرائج : ج 2، ص 650، ح 2 إ علام الورى طبرسى : ج 2، ص18 (




طبقه بندی: امام موسی کاظم علیه السلام،
برچسب ها: معرفت چیست؟، امام کاظم و شخص زاهد، تعلیم معرفت، معجزه درخت،
06:54 ق.ظ
215
برخورد متفاوت با افراد

برخورد متفاوت با افراد
محدّثین و مورّخین حكایت كرده اند:
روزى امام موسى بن جعفر علیهما السلام در حالى كه سوار بر الاغى بود، وارد دربار خلیفه شد و دربان با عزّت و احترام با حضرت برخورد كرد، به طورى كه تمام افراد حاضر نیز احترام شایانى از آن حضرت به جاى آوردند.
یكى از افراد مخالف - به نام نفیع انصارى - به آن دربان - كه عبدالعزیز نام داشت - گفت : چرا مردم نسبت به این مرد این همه احترام و تكریم مى كنند، تصمیم دارم او را رسوا و شرمسار كنم .
عبدالعزیز گفت : از تصمیم خود منصرف شو؛ چون این افراد از خانواده اى هستند كه همیشه جواب مناسب همراه دارند، آن وقت یك عمر در ننگ و عار خواهى ماند.
با این حال همین كه امام كاظم علیه السلام از نزد خلیفه بیرون آمد، نفیع انصارى افسار الاغ حضرت را گرفت و پرسید: تو كیستى ؟
امام علیه السلام فرمود: این چه سئوالى است ، كه مطرح مى كنى ؟!
و سپس افزود: چنانچه نسب مرا بخواهى ، من فرزند محمّد حبیب اللّه ، فرزند اسماعیل ذبیح اللّه ، و فرزند ابراهیم خلیل اللّه هستم .
و اگر از شهر و دیار من سئوال مى كنى ، شهر من همان جائى است كه خداوند بر تو و بر همه مسلمین واجب گردانیده است كه براى انجام مناسك حجّ به آن جا روند.
و اگر از جهت خانواده و قبیله ام جویا هستى ؛ پس سوگند به خدا، دوستان من نسبت به تو و هم كیشانت ناخورسند مى باشند تا جائى كه به حضرت رسول صلى الله علیه و آله گفتند: هم كیشان ما را از قریش جدا گردان و ما نمى خواهیم با آنها زندگى كنیم .
و چنانچه از جهت شهرت و مقام مرا مى طلبى ؛ ما همان خانواده و اهل بیتى هستیم كه خداوند متعال دستور داده است كه با این جملات) : اللّهمّ صلّ علىّ محمّد و آل محمّد( در هر نماز واجب ، یادى از ما شود.
و آنگاه فرمود: پس بدان ، كه ما آل و اهل بیت محمّد رسول اللّه صلى الله علیه و آله هستیم ، اكنون الاغ را رها كن .
پس نفیع انصارى افسار الاغ را رها كرد؛ و با ذلّت و خوارى تمام ، خود را عقب كشاند.

(امالى سیّد مرتضى : ج 1، ص 274، إ علام الورى طبرسى : ج 2، ص ‍ 28، مناقب ابن شهرآشوب : ج 4، ص 316، دلائل الا مامة : ص 156، اءعلام الدّین : ص 305.)




طبقه بندی: امام موسی کاظم علیه السلام،
برچسب ها: برخورد امام موسی کاظم، احترام مردم به امام کاظم، ذلت دشمن، پاسخ قاطع امام کاظم، نسب امام کاظم، مقام امام موسی کاظم،
  • تعداد کل صفحات : 2 ::
  • 1
  • 2