تبلیغات
راه روشن
آخرین مطالب
دعای فرج
دوستی اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ در قرآن كریم
دوستی اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ در روایات
محبت اصحاب کساء در کلام نبوی
خلیفه تمام انبیاء و ائمّه در شهر كوفه
خصوصیات حضرت مهدی علیه السلام
ظهور نور و انتقام از ظالم
پیراهن یوسف و ابراهیم كجاست ؟
او را نخواهید دید
ریگ طلا در طواف كعبه
فایده عطسه و برخورد با آن
میلاد سعادت بخش
مردى كهن سال با ظاهری جوان
اوّلین برنامه عملى پس از ظهور و قیام
شهرسازى و تخریب و كُندى حركت افلاك
جبرئیل اوّلین بیعت كننده
تقسیم عادلانه و حكم بر حقایق مذاهب
اطّلاعیه اى بر غیبت كبرى
چهار مطلب ارزشمند در مورد امام زمان
7 حدیث ارزشمند از امام مهدی علیه السلام
آشنائى به تمام لغات و زبان ها و دیگر علوم
دیدار امام عسکری از خانواده نصرانى
دقت در گناه شناسى
مُهر امامت بر ریگ ها
دو نوع پوشش و اظهار حجّت
بارش باران به وسیله استخوان و كشف رمز آن
ارسال كمك براى شیعیان از زندان
توان شنیدن و تحمّل علوم ائمّه علیهم السلام ؟!
افتخار خدمت با حفظ اسرار
نوشیدن آب رحیل و آخرین وضوء
07:36 ق.ظ
207
یك جهان در یك جسم

یك جهان در یك جسم
روزى یك نفر نصرانى به محضر مبارك امام جعفرصادق علیه السلام شرفیاب شد و پیرامون تشكیلات و خصوصیّات بدن انسان سؤالاتی را مطرح كرد؟
امام جعفر صادق علیه السلام در جواب او اظهار داشت :
خداوند متعال بدن انسان را از دوازده قطعه تركیب كرده و آفریده است ، تمام بدن انسان داراى 246 قطعه استخوان ، و 360 رگ مى باشد.
رگ ها جسم انسان را سیراب و تازه نگه مى دارند، استخوان ها جسم را پایدار و ثابت مى دارند، گوشت ها نگه دارنده استخوان ها هستند، و عصب ها پى نگه دارنده گوشت ها مى باشند.
سپس امام علیه السلام افزود:
خداوند دست هاى انسان را با 82 قطعه استخوان آفریده است ، كه در هر دست 41 قطعه استخوان وجود دارد و در كف دست 35 قطعه ، در مچ دو قطعه ، در بازو یك قطعه ؛ و شانه نیز داراى سه قطعه استخوان مى باشد.
و همچنین هر یك از دو پا داراى 43 قطعه استخوان است ، كه 35 قطعه آن در قدم و دو قطعه در مچ و ساق پا؛ و یك قطعه در ران .
و نشیمن گاه نیز داراى دو قطعه استخوان مى باشد.
و در كمر انسان 18 قطعه استخوان مهره وجود دارد.
و در هر یك از دو طرف پهلو، 9 دنده استخوان است ، كه دو طرف 18 عدد مى باشد.
و در گردن هشت قطعه استخوان مختلف هست .
و در سر تعداد 36 قطعه استخوان وجود دارد.
و در دهان 28 عدد تا 32 قطعه استخوان غیر از فكّ پائین و بالا، موجود است.

 (بحارالا نوار: ج 47، ص 218، به نقل از مناقب ابن شهرآشوب : ج 3، ص379 (

و معمولا انسان ها تا سنین بیست سالگى ، 28 عدد دندان دارند؛ ولى از سنین 20 سالگى به بعد تعداد چهار دندان دیگر كه به نام دندان هاى عقل معروف است ، روئیده مى شود.




طبقه بندی: امام جعفر صادق علیه السلام،
برچسب ها: یک جهان، یک جسم، بدن انسان، تشکیلات بدن انسان، تعداد اجزا بدن، امام صادق و طب،
07:32 ق.ظ
206
سرچشمه اندوه و خنده

سرچشمه اندوه و خنده
محمّد بن مسلم - كه یكى از راویان حدیث و از اصحاب امام محمّد باقر و امام جعفر صادق علیهما السلام است - حكایت كند:
روزى محضر مبارك ابوجعفر امام محمّد باقر علیه السلام نشسته بودم ، كه فرزندش حضرت صادق علیه السلام ، در حالى كه كودكى خردسال بود و كلاهى منگوله دار بر سر نهاده بود و چوبى در دست گرفته و بازى مى كرد، وارد شد.
امام باقر علیه السلام او را در آغوش گرفت و فرمود: پدر و مادرم فدایت ؛ و سپس به من خطاب نمود و اظهار داشت :
اى محمّد بن مسلم ! این كودك بعد از من امام و پیشواى تو خواهد بود، و تو باید علوم خود را از او بهره مند شوى ، سوگند به خداى یكتا! كه او همان صادقى است ، كه رسول خدا صلى الله علیه و آله او را توصیف نموده و بشارتش را داده است .
و به درستى كه پیروان و شیعیان او در دنیا و آخرت مورد حمایت خداوند متعال خواهند بود و دشمنانش ملعون و مغضوب مى باشند.
در همین لحظه ، حضرت صادق خندید و رنگ چهره اش سرخ گردید، آن گاه امام باقر علیه السلام متوجّه من شد و فرمود: آنچه مى خواهى از او سؤ ال كن ، كه جواب كافى دریافت خواهى كرد.
گفتم : یاابن رسول اللّه ! خنده از كجا سرچشمه مى گیرد؟
آن كودك لب به سخن گشود و فرمود: اى محمّد بن مسلم ! سر چشمه اندیشه و عقل انسان از قلب است ، غم و اندوه از كبد، تنفّس از ریه ؛ و خنده از طحّال بر مى خیزد.
و من چون چنین پاسخ صریح و صحیحى را از آن كودك خردسال عزیز - یعنى حضرت صادق آل محمّد علیهم السلام - شنیدم ، از جاى خود برخاستم و پیشانى او را بوسیدم.

 بحارالا نوار: ج 47، ص 15، ح 12 به نقل از كفایة الا ثر: ص ‍ 321




طبقه بندی: امام جعفر صادق علیه السلام،
برچسب ها: اندوه، خنده، پاسخ امام صادق در کودکی، قلب، سرچشمه اندیشه، غم و اندوه از کبد، سرچشمه خنده،
07:27 ق.ظ
205
تلخى گوش و شورى آب چشم

تلخى گوش و شورى آب چشم
ابن ابى لیلى - كه یكى از دوستان امام جعفر صادق علیه السلام است - حكایت نماید:
روزى به همراه نعمان كوفى به محضر مبارك آن حضرت وارد شدیم ، حضرت به من فرمود: این شخص كیست ؟
عرض كردم : مردى از اهالى كوفه به نام نعمان مى باشد، كه صاحب راى و داراى نفوذ كلام است .
حضرت فرمود: آیا همان كسى است كه با راى و نظریّه خود، چیزها را با یكدیگر قیاس مى كند؟
عرض كردم : بلى .
پس حضرت به او خطاب نمود و فرمود: اى نعمان ! آیا مى توانى سرت را با سایر اعضاء بدن خود قیاس نمائى ؟
نعمان پاسخ داد: خیر.
حضرت فرمود: كار خوبى نمى كنى ، و سپس افزود: آیا مى شناسى كلمه اى را كه اوّلش كفر و آخرش ایمان باشد؟
جواب گفت : خیر.
امام علیه السلام پرسید: آیا نسبت به شورى آب چشم و تلخى مایع چسبناك گوش و رطوبت حلقوم و بى مزّه بودن آب دهان شناختى دارى ؟
اظهار داشت : خیر.
ابن ابى لیلى مى گوید: من به حضور آن حضرت عرضه داشتم : فدایت شوم ، شما خود، پاسخ آن ها را براى ما بیان فرما تا بهره مند گردیم .
 
حضرت صادق علیه السلام در جواب فرمود: همانا خداوند متعال چشم انسان را از پیه و چربى آفریده است ؛ و چنانچه آن مایع شور مزّه ، در آن نمى بود پیه ها زود فاسد مى شد.
و همچنین خاصیّت دیگر آن ، این است كه اگر چیزى در چشم برود به وسیله شورى آب آن نابود مى شود و آسیبى به چشم نمى رسد؛ و خداوند در گوش ، تلخى قرار داد تا آن كه مانع از ورود حشرات و خزندگان به مغز سر انسان باشد.
و بى مزّه بودن آب دهان ، موجب فهمیدن مزّه اشیاء خواهد بود؛ و نیز به وسیله رطوبت حلق به آسانى اخلاط سر و سینه خارج مى گردد.
و امّا آن كلمه اى كه اوّلش كفر و آخرش ایمان مى باشد: جمله ) لا إ له إ لاّ اللّه ( است ، كه اوّل آن ) لا اله ( یعنى ؛ هیچ خدائى و خالقى وجود ندارد و آخرش ) الاّ اللّه ( است ، یعنى ؛ مگر خداى یكتا و بى همتا.

( بحارالا نوار: ج 2، ص 295، ح 14، به نقل از علل الشّرایع)




طبقه بندی: امام جعفر صادق علیه السلام،
برچسب ها: تلخی گوش، شوری اشک، علم امام صادق، بی مزه بودن آب دهان، کلمه کفر و ایمان،
07:23 ق.ظ
204
معجزه ابراهیمی امام صادق علیه السلام

معجزه ابراهیمی امام صادق علیه السلام
یكى از اصحاب حضرت امام جعفر صادق علیه السلام حكایت كند:
روزى به همراه بعضى از دوستان به مجلس شریف و مبارك آن حضرت شرفیاب شدم ؛ و من از محضر مقدّسش پیرامون این آیه شریفه قرآن :
خُذْ أرْبَعَةً مِنَ الطَّیْرِ فَصُرْهُنَّ إ لَیْكَ (سوره توبة : آیه 103 ) سؤ ال كردم بر این كه آیا آن پرندگان از یك جنس و یك نوع ؛ و یا آن كه از انواع پرندگان متفاوت بودند؟
امام صادق علیه السلام فرمود: آیا دوست دارید تا همانند آن را به شما ارائه و نشان دهم ؟
همگى در پاسخ گفتیم : بلى .
حضرت در همان حالتى كه نشسته بود صدا زد: طاووس !
ناگهان طاووسى پروازكنان جلوى حضرت آمد، بعد از آن صدا زد: كلاغ ! و كلاغى هم نزد حضرت آمد؛ و سپس یك كبوتر و یك باز شكارى را صدا نمود و آن دو نیز نزد حضرت حاضر شدند.
بعد از آن امام علیه السلام دستور داد تا سر آن چهار پرنده را بریدند؛ و پر و بال آن ها را كَنْدند و بدن هاى آن ها را قطعه قطعه كردند و سپس تمام گوشت و پوست آن ها را درهم آمیختند.
پس از آن امام علیه السلام سر طاووس را به دست خود گرفت و آن را صدا زد.
ناگهان دیدم مقدارى از استخوان ها، گوشت ها و پرها حركتى كردند و از مابقى جدا گشته و به هم پیوستند.
بعد از آن ، حضرت سر طاووس را رها نمود و آن سر به بدن متّصل شد؛ و طاووس حركت كرد و صحیح و سالم جلوى امام صادق علیه السلام ایستاد.
سپس حضرت كلاغ و باز شكارى و كبوتر را یكى پس از دیگرى صدا زد و جریان را به همان شكل انجام داد؛ و آن ها هم زنده شدند و در مقابل حضرت سر پا ایستادند.

(اثبات الهداة : ج 3، ص 114، ح135 (




طبقه بندی: امام جعفر صادق علیه السلام،
برچسب ها: معجزه ابراهیمی، امام صادق، چهار پرنده، قدرت امام،
07:19 ق.ظ
203
كنار هر نفر یك نان

كنار هر نفر یك نان
مُعلّى بن خُنیس - كه یكى از اصحاب امام جعفر صادق علیه السلام و از راویان حدیث است - حكایت كند:
در شبى تاریك و بارانى امام صادق علیه السلام از منزل خارج شد و به سوى محلّه بنى ساعده روانه گشت ، من نیز به دنبال آن حضرت حركت كردم .
در بین راه ، چیزى از دست آن حضرت روى زمین افتاد، فرمود: خداوندا! آن را به ما باز گردان .
من جلو رفتم و سلام كردم ، حضرت پس از جواب سلام ، اظهار داشت : مُعلّى هستى ؟
عرض كردم : بلى ، فدایت شوم .
فرمود: در همین دور و بر دقّت كن و دستى روى زمین بكش ، اگر چیزى پیدا كردى ، آن را بردار و به من بده .
مُعلّى گوید: مقدارى تفحّص كردم و روى زمین را جستجو نمودم تا آن كه زنبیلى را یافتم كه داخل آن نان بود، آن را برداشتم و تحویل امام صادق علیه السلام دادم و عرض كردم : اى مولاى من ! اجازه بفرمائید من آن را حمل كنم و همراه شما بیاورم ؟
حضرت فرمود: خیر، من خودم براى این امر سزاوارترم ؛ ولیكن اگر مایل باشى مى توانى با من همراهى كنى .
مُعلّى گفت : من نیز همراه امام صادق علیه السلام حركت كردم تا آن كه به محلّه بنى ساعده رسیدیم ، افرادى را در آن جا دیدم كه خوابیده بودند.
حضرت به هر یك از آن افراد كه مى رسید، یك قرص نان از درون زنبیل برداشته و كنار او مى گذاشت ؛ و به همین منوال تا آخرین نفر به هر كدام یك قرص نان داد؛ و سپس با هم برگشتیم .
در بین راه ، به حضرت عرض كردم : یاابن رسول اللّه ! آن ها كه متوجّه نشدند و شما را نشناختند؟!
فرمود: خیر، اگر مى خواستم متوجّه شوند، باید نمك هم برایشان مى آوردم ؛ و سپس افزود: خداوند امور همه چیزها را از جهت محاسبه ، در اختیار ملائكه قرار داده است مگر صدقه را، كه مستقیما خودش آن را تحویل مى گیرد و مورد محاسبه و پاداش قرار مى دهد.
پس از آن فرمود: پدرم امام محمّد باقر علیه السلام هرگاه صدقه اى به فقیر مى داد، آن را در دست فقیر مى گذاشت و دست خود را مى بوسید؛ چون صدقه قبل از آن كه به دست سائل و فقیر برسد، مورد توجّه خداوند قرار خواهد گرفت .

(بحارالا نوار: ج 93، ص 6 125 و ص 8 127 و ج 47، ص 20، ح17 (




طبقه بندی: امام جعفر صادق علیه السلام،
برچسب ها: رسیدگی امام صادق به فقرا، شب تاریک و بارانی، محاسبه صدقه بوسیله خدا، پاداش صدقه،
07:14 ق.ظ
202
گنجهای زمین در اختیار امام

گنجهای زمین در اختیار امام

روزى عدّه اى از دوستان و اصحاب خاصّ امام جعفر صادق علیه السلام همانند یونس بن ظبیان ، مفضّل بن عمر، ابو سلمه سرّاج ، حسین بن ابى فاخته و...، در محضر شریف و مبارك آن حضرت ، شرف حضور داشتند.
امام علیه السلام در آن جمع فرمود: تمام گنج هاى زمین و نیز كلید تمام جواهرات درون آن ، نزد ما اهل بیت - عصمت و طهارت علیهم السلام - مى باشد؛ و چنانچه هم اكنون اراده كنم و به یكى از دو پایم بگویم كه آنچه از طلا و نقره زیر آن پنهان شده درآورد و آشكار سازد، فورا انجام خواهد داد.
سپس در ادامه فرمایش خود، اظهار داشت : توجّه كنید؛ و آن گاه با پاى مبارك خود روى زمین خطّى كشید و زمین شكافته شد و گنجى پُر از طلا و نقره نمایان گردید.
بعد از آن با دست مبارك خود اشاره به گنج كرد و فرمود: ما كراماتى این چنین انجام مى دهیم ؛ و سپس یكى از آن شمش هاى طلا را كه به اندازه یك وجب بود برداشت و به تمامى افراد حاضر نشان داد و فرمود:
خوب نگاه كنید و دقّت نمائید و چشمان خود را باز دارید كه اشتباه نكنید و فردا در شكّ و شبهه قرار نگیرید.
و همگى آن افراد پس از دقّت كامل گفتند: یاابن رسول اللّه ! این ها طلاى خالص است ؛ و چقدر جالب برق مى زند و مى درخشد.
پس از آن ، حضرت خطاب به افراد كرد و فرمود: اینك درون زمین را نگاه كنید.
و چون درون زمین را نگاه كردند، شمش هاى فراوانى را از طلا و نقره دیدند؛ و با حالت ناباورى عرضه داشتند: یاابن رسول اللّه ! قربان شما گردیم ، آیا واقعا شما چنین قدرت و چنین خزائن گرانبهائى را دارید؛ و حال آن كه شیعیان و دوستان شما در فقر و بیچارگى به سر مى برند؟
حضرت در پاسخ فرمود: به همین زودى خداوند متعال خزائن دنیا و آخرت را براى ما و شیعیان ما جمع و فراهم مى نماید؛ و ما در میان نعمت هاى وافر بهشتى قرار خواهیم گرفت ؛ و آن گاه دشمنان ما به عذاب دردناك الهى مبتلا مى گردند.

(الخرایج والجرایح مرحوم راوندى : ج 2، ص 737، ح (52




طبقه بندی: امام جعفر صادق علیه السلام،
برچسب ها: امام صادق، گنجهای زمین، اعجاز امام صادق، خزائن دنیا و آخرت، اهل بیت و شعیان، عذاب دردناک دشمنان،
07:08 ق.ظ
201
مناظره امام صادق علیه السلام با ابو حنیفه

مناظره امام صادق علیه السلام با ابو حنیفه
روزى ابو حنیفه - یكى از پیشوایان و رهبران اهل سنّت - به همراه عدّه اى از دوستانش به مجلس امام جعفر صادق علیه السلام وارد شد و اظهار داشت :
یابن رسول اللّه ! فرزندت ، موسى كاظم علیه السلام را دیدم كه مشغول نماز بود و مردم از جلوى او رفت و آمد مى كردند؛ و او آن ها را نهى نمى كرد، با این كه رفت و آمدها مانع معنویّت مى باشد؟!
امام صادق علیه السلام فرزند خود موسى كاظم علیه السلام را احضار نمود و فرمود: ابو حنیفه چنین مى گوید كه در حال نماز بودى و مردم از جلوى تو رفت و آمد مى كرده اند و مانع آن ها نمى شدى ؟
پاسخ داد: بلى ، صحیح است ، چون آن كسى كه در مقابلش ایستاده بودم و نماز مى خواندم ، او را از هر كسى نزدیك تر به خود مى دانستم ، بنابر این افراد را مانع و مزاحم عبادت و ستایش خود در مقابل پروردگار متعال نمى دانستم .
سپس امام جعفر صادق علیه السلام فرزند خود را در آغوش گرفت و فرمود: پدر و مادرم فداى تو باد، كه نگه دارنده علوم و اسرار الهى و امامت هستى .
بعد از آن خطاب به ابو حنیفه كرد و فرمود: حكم قتل ، شدیدتر و مهمّتر است ، یا حكم زنا؟
ابو حنیفه گفت : قتل شدیدتر است .
امام علیه السلام فرمود: اگر چنین است ، پس چرا خداوند شهادت بر اثبات قتل را دو نفر لازم دانسته ؛ ولى شهادت بر اثبات زنا را چهار نفر قرار داده است ؟!
سپس حضرت به دنباله این پرسش فرمود: بنابر این باید توجّه داشت كه نمى توان احكام دین را با قیاس استنباط كرد.
و سپس افزود: اى ابوحنیفه ! ترك نماز مهمّتر است ، یا ترك روزه ؟
ابو حنیفه گفت : ترك نماز مهمّتر است .
حضرت فرمود: اگر چنین است ، پس چرا زنان نمازهاى دوران حیض و نفاس را نباید قضا كنند؛ ولى روزه ها را باید قضا نمایند، پس احكام دین قابل قیاس نیست .
بعد از آن ، فرمود: آیا نسبت به حقوق و معاملات ، زن ضعیف تر است ، یا مرد؟
ابوحنیفه در پاسخ گفت : زنان ضعیف و ناتوان هستند.
حضرت فرمود: اگر چنین است ، پس چرا خداوند متعال سهم مردان را دو برابر سهم زنان قرار داده است ، با این كه قیاس برخلاف آن مى باشد؟!
سپس حضرت افزود: اگر به احكام دین آشنا هستى ، آیا غائط و مدفوع انسان كثیف تر است ، یا منى ؟
ابو حنیفه گفت : غائط كثیف تر از منى مى باشد.
حضرت فرمود: اگر چنین است ، پس چرا غائط با قدرى آب یا سنگ و كلوخ پاك مى گردد؛ ولى منى بدون آب و غسل ، تطهیر نمى شود، آیا این حكم با قیاس سازش دارد؟!
پس از آن ابوحنیفه تقاضا كرد: یاابن رسول اللّه ! فدایت گردم ، حدیثى براى ما بیان فرما، كه مورد استفاده قرار دهیم ؟
امام صادق علیه السلام فرمود: پدرم از پدرانش ، و ایشان از حضرت امیرالمؤ منین علىّ علیه السلام روایت كرده اند، كه رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: خداوند متعال میثاق و طینت اهل بیت رسول اللّه صلوات اللّه علیهم را از اعلى علّیین آفریده است .
و طینت و سرشت شیعیان و دوستان ما را از خمیر مایه و طینت ما خلق نمود و چنانچه تمام خلایق جمع شوند، كه تغییرى در آن به وجود آورند هرگز نخواهند توانست .
بعد از آن كه امام صادق علیه السلام چنین سخنى را بیان فرمود ابو حنیفه گریان شد؛ و با دوستانش كه همراه وى بودند برخاستند و از مجلس خارج گشتند.

( اختصاص شیخ مفید: ص189 (




طبقه بندی: امام جعفر صادق علیه السلام،
برچسب ها: مناظره امام صادق با ابو حنیفه، قیاس بین احکام، طینت اهل بیت، طینت شیعیان،
07:01 ق.ظ
200
كِشتى در دریاى شیرین و سفید

كِشتى در دریاى شیرین و سفید
ابو جعفر طبرى به نقل از داود رقّى حكایت كند:
روزى وارد شهر مدینه شدم و منزل امام جعفر صادق علیه السلام رفتم به حضرتش سلام كرده و با حالت گریه نشستم ، حضرت فرمود: چرا گریان هستى ؟
عرض كردم : اى پسر رسول خدا! عدّه اى به ما زخم زبان مى زنند و مى گویند: شما شیعه ها هیچ برترى بر ما ندارید و با دیگران یكسان مى باشید.
حضرت فرمود: آن ها از رحمت خدا محروم هستند و دروغ گو مى باشند.
سپس امام علیه السلام از جاى خود برخاست و پاى مبارك خود را بر زمین سائید و اظهار نمود: به قدرت و اذن خداوند تبارك و تعالى ایجاد شو، پس ‍ ناگهان یك كشتى قرمز رنگ نمایان گردید؛ و در وسط آن درّى سفید رنگ و بر بالاى كشتى پرچمى سبز وجود داشت كه روى آن نوشته بود:
)لا إ له إ لاّ اللّه ، محمّد رسول اللّه ، علىّ ولىّ اللّه ، یقتل القائم الا عداء، و یبعث المؤ منون ، ینصره اللّه ( یعنى ؛ نیست خدائى جز خداى یكتا، محمّد رسول خدا، علىّ ولى خداست ، قائم آل محمّد علیهم السلام دشمنان را هلاك و نابود مى گرداند و خداوند او را به وسیله ملائكه یارى مى نماید.
در همین بین متوجه شدم كه چهار صندلى درون كشتى وجود دارد، كه از انواع جواهرات ساخته شده بود، پس امام صادق علیه السلام روى یكى از صندلى ها نشست و دو فرزندش حضرت موسى كاظم و اسماعیل را كنار خود نشانید؛ و به من فرمود: تو هم بنشین . چون همگى روى صندلى ها نشستیم ؛ به كشتى خطاب كرد و فرمود: به امر خداوند متعال حركت كن .
پس كشتى در میان آب دریائى كه از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر بود، حركت كرد تا رسیدیم به سلسله كوه هائى كه از دُرّ و یاقوت بود؛ و سپس به جزیره اى برخوردیم كه وسط آن چندین قبّه و گنبد سفید وجود داشت و ملائكه الهى در آن جا تجمّع كرده بودند.
هنگامى كه نزدیك آن ها رسیدیم با صداى بلند گفتند: یاابن رسول الّله ! خوش آمدى .
بعد از آن ، حضرت فرمود: این گنبدها و قبّه ها مربوط به آل محمّد، از ذریّه حضرت رسول صلوات الّله علیهم است ، كه هر زمان یكى از آن ها رحلت نماید، وارد یكى از این ساختمان ها خواهد شد تا مدّت زمانى را كه خداوند متعال تعیین و در قرآن بیان نموده است :
ثمّ رددنا لكم الكرّة علیهم وامددناكم بأموال وبنین وجعلناكم اكثر نفیرا (سوره اسراء:6 ) یعنى ؛ شما اهل بیت رسالت را مرتبه اى دیگر به عالم دنیا باز مى گردانیم ... .
و بعد از آن ، دست مبارك خود را درون آب دریا كرد و مقدارى درّ و یاقوت بیرون آورد و به من فرمود: اى داود! چنانچه طالب دنیا هستى این جواهرات را بگیر.
عرضه داشتم : یاابن رسول الله ! من به دنیا رغبت و علاقه اى ندارم ، پس ‍ آن ها را به دریا ریخت و سپس مقدارى از شن هاى كف دریا را بیرون آورد كه از مُشك و عَنبر خوشبوتر بود؛ و چون همگى ، آن را استشمام كردیم به دریا ریخت ؛ و بعد از آن فرمود: برخیزید تا به امیرالمؤمنین علىّ بن ابى طالب ، ابو محمّد حسن بن على ، ابو عبدالله حسین بن علىّ، ابو محمّد علىّ بن الحسین و ابو جعفر محمّد ابن علىّ سلام كنیم .
پس به امر حضرت برخاستیم و حركت كردیم تا به گنبدى در میان گنبدها رسیدیم و حضرت پرده اى را كه آویزان بود بلند نمود پس امیرالمؤ منین امام علىّ علیه السلام را مشاهده كردیم كه در آنجا نشسته بود، بر حضرتش سلام كردیم .
سپس وارد قبّه اى دیگر شدیم و امام حسن مجتبى علیه السلام را دیدیم و سلام كردیم ، تا پنج گنبد و قبّه رفتیم و در هر یك امامى حضور داشت تا آخر، كه امام محمّد باقر علیه السلام بود و بر یكایك ایشان سلام كردیم .
بعد از آن ، حضرت صادق آل محمّد صلوات اللّه علیهم فرمود: به سمت راست جزیره نگاه كنید، همین كه نظر كردیم چند قبّه دیگر را دیدیم كه بدون پرده بود، پس عرضه داشتم : یاابن رسول الله ! چطور این قبّه ها بدون پرده است ؟!
در پاسخ اظهار نمود: این ها براى من و دیگر امامان بعد از من خواهد بود؛ و سپس فرمود: به میان جزیره توجّه نمائید؛ و چون دقّت كردیم گنبدى رفیع و بلندتر از دیگر قبّه ها را دیدیم كه وسط آن تختى قرار داشت .
بعد از آن امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: این قبّه مخصوص قائم آل محمّد علیهم السلام است ؛ و سپس فرمود: آماده باشید تا بازگردیم ، و كشتى را مخاطب قرار داد و فرمود: به قدرت و امر خداوند متعال حركت كن ، پس ناگهان بعد از لحظاتى در همان محلّ قرار گرفتیم .

(نوادرالمعجزات طبرى : ص 146، ح 15، مدینة المعاجز: ج 5، ص 302، ح 1633، دلائل الا مامة : ص 294، ح249 (




طبقه بندی: امام جعفر صادق علیه السلام،
برچسب ها: زخم زبان به شیعیان، معجزه امام صادق، کشتی در دریای شیرین و سفید، بازگشت اهل بیت به دنیا،
  • تعداد کل صفحات : 3 ::
  • 1
  • 2
  • 3