تبلیغات
راه روشن
آخرین مطالب
دعای فرج
دوستی اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ در قرآن كریم
دوستی اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ در روایات
محبت اصحاب کساء در کلام نبوی
خلیفه تمام انبیاء و ائمّه در شهر كوفه
خصوصیات حضرت مهدی علیه السلام
ظهور نور و انتقام از ظالم
پیراهن یوسف و ابراهیم كجاست ؟
او را نخواهید دید
ریگ طلا در طواف كعبه
فایده عطسه و برخورد با آن
میلاد سعادت بخش
مردى كهن سال با ظاهری جوان
اوّلین برنامه عملى پس از ظهور و قیام
شهرسازى و تخریب و كُندى حركت افلاك
جبرئیل اوّلین بیعت كننده
تقسیم عادلانه و حكم بر حقایق مذاهب
اطّلاعیه اى بر غیبت كبرى
چهار مطلب ارزشمند در مورد امام زمان
7 حدیث ارزشمند از امام مهدی علیه السلام
آشنائى به تمام لغات و زبان ها و دیگر علوم
دیدار امام عسکری از خانواده نصرانى
دقت در گناه شناسى
مُهر امامت بر ریگ ها
دو نوع پوشش و اظهار حجّت
بارش باران به وسیله استخوان و كشف رمز آن
ارسال كمك براى شیعیان از زندان
توان شنیدن و تحمّل علوم ائمّه علیهم السلام ؟!
افتخار خدمت با حفظ اسرار
نوشیدن آب رحیل و آخرین وضوء
02:12 ب.ظ
279
دیدار امام عسکری از خانواده نصرانى

دیدار امام عسکری از خانواده نصرانى

یكى از راویان حدیث به نام جعفر بن محمّد بصرى حكایت كند:

روزى در محضر حضرت ابومحمّد، امام حسن عسكرى علیه السلام بودیم ، یكى از مامورین خلیفه وارد شد و گفت : خلیفه پیام داد كه چون انوش نصرانى یكى از بزرگان نصارى - در شهر سامراء است و دو فرزند پسرش مریض و در حال مرگ هستند، تقاضا كرده اند كه برویم و براى سلامتى ایشان دعا كنیم .

اكنون چنانچه مایل باشید، نزد ایشان برویم تا در نتیجه به اسلام و خاندان نبوّت ، خوش بین گردند.

امام علیه السلام اظهار داشت : شكر و سپاس خداوند متعال را كه یهود و نصارى نسبت به ما خانواده اهل بیت از دیگر مسلمین عارف تر هستند.

سپس حضرت آماده حركت شد، لذا شترى را مهیّا كردند و امام علیه السلام سوار شتر شد و رهسپار منزل نوش گردید.

همین كه حضرت نزدیك منزل انوش نصرانى رسید، ناگهان متوجّه شدیم انوش سر و پاى برهنه به سوى امام علیه السلام مى آید و كتاب انجیل را بر سینه چسبانده است ، همچنین دیگر روحانیّون نصارى و راهبان ، اطراف او در حال حركت هستند.

چون جلوى منزل به یكدیگر رسیدند، انوش گفت : اى سرورم ! تو را به حقّ این كتاب - كه تو از ما نسبت به آن آگاه تر هستى و تو از درون ما و آئین ما مطّلع هستى - آنچه را كه خلیفه پیشنهاد داده است انجام بده ، همانا كه تو در نزد خداوند، همچون حضرت عیسى مسیح علیه السلام هستى .

امام حسن عسكرى علیه السلام با شنیدن این سخنان ، حمد و ثناى خداوند را به جاى آورد و سپس وارد منزل نصرانى شد و در گوشه اى از اتاق نشست .

و جمعیّت همگى سر پا ایستاده و تماشاى جلال و عظمت فرزند رسول خدا صلى الله علیه و آله بودند، بعد از لحظاتى حضرت لب به سخن گشود و اشاره به یكى از دو فرزند مریض نمود و اظهار داشت :

این فرزندت باقى مى ماند و ترسى بر آن نداشته باش ؛ و امّا آن دیگرى تا سه روز دیگر مى میرد، و آن فرزندت كه زنده مى ماند مسلمان خواهد شد و از مؤمنین و دوستداران ما اهل بیت قرار خواهد گرفت .

انوش نصرانى گفت : به خدا سوگند، اى سرورم ! آنچه فرمودى حقّ است و چون خبر دادى كه یكى از فرزندانم زنده مى ماند، از مرگ دیگرى واهمه اى ندارم و خوشحال هستم از این كه پسرم اسلام مى آورد و از علاقه مندان شما اهل بیت رسالت قرار مى گیرد.

یكى از روحانیّون مسیحى ، انوش را مخاطب قرار داد و گفت : اىا نوش ! تو چرا مسلمان نمى شوى ؟

پاسخ داد: من اسلام را از قبل پذیرفته ام و نیز مولایم نسبت به من آگاهى كامل دارد.

در این موقع ، حضرت ابومحمّد، امام عسكرى علیه السلام اظهار نمود: چنانچه مردم برداشت هاى بدی نمى كردند، مطالبى را مى گفتم و كارى مى كردم كه آن فرزندت نیز سالم و زنده بماند.

انوش گفت : اى مولا و سرورم ! آنچه را كه شما مایل باشید و صلاح بدانید، من نیز نسبت به آن راضى هستم .

جعفر بصرى گوید: یكى از پسران انوش نصرانى همین طور كه امام علیه السلام اشاره كرده بود، بعد از سه روز از دنیا رفت و آن دیگرى پس از بهبودى مسلمان شد و جزو یكى از خادمین حضرت قرار گرفت .




طبقه بندی: امام حسن عسکری علیه السلام،
برچسب ها: امام حسن عسکری و خانواده نصرانی، پیشگویی امام، معرفت مرد نصرانی، فرزندان نصرانی، داستانی از امام عسکری،