تبلیغات
راه روشن
آخرین مطالب
دعای فرج
دوستی اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ در قرآن كریم
دوستی اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ در روایات
محبت اصحاب کساء در کلام نبوی
خلیفه تمام انبیاء و ائمّه در شهر كوفه
خصوصیات حضرت مهدی علیه السلام
ظهور نور و انتقام از ظالم
پیراهن یوسف و ابراهیم كجاست ؟
او را نخواهید دید
ریگ طلا در طواف كعبه
فایده عطسه و برخورد با آن
میلاد سعادت بخش
مردى كهن سال با ظاهری جوان
اوّلین برنامه عملى پس از ظهور و قیام
شهرسازى و تخریب و كُندى حركت افلاك
جبرئیل اوّلین بیعت كننده
تقسیم عادلانه و حكم بر حقایق مذاهب
اطّلاعیه اى بر غیبت كبرى
چهار مطلب ارزشمند در مورد امام زمان
7 حدیث ارزشمند از امام مهدی علیه السلام
آشنائى به تمام لغات و زبان ها و دیگر علوم
دیدار امام عسکری از خانواده نصرانى
دقت در گناه شناسى
مُهر امامت بر ریگ ها
دو نوع پوشش و اظهار حجّت
بارش باران به وسیله استخوان و كشف رمز آن
ارسال كمك براى شیعیان از زندان
توان شنیدن و تحمّل علوم ائمّه علیهم السلام ؟!
افتخار خدمت با حفظ اسرار
نوشیدن آب رحیل و آخرین وضوء
01:39 ب.ظ
276
دو نوع پوشش و اظهار حجّت

دو نوع پوشش و اظهار حجّت

عدّه اى از اهالى كوفه براى تحقیق و بررسى پیرامون مسئله امام و حجّت خداوند متعال ، شخصى را به نام كامل - فرزند ابراهیم مدنى - به شهر سامراء فرستادند.

كامل گوید: هنگام حركت با خود گفتم : كسى نمى تواند وارد بهشت شود، مگر آن كه همانند من معرفت و لیاقت داشته باشد و به سمت سامراء حركت نمودم .

موقعى كه به سامراء رسیدم و به منزل سرورم حضرت ابومحمّد، امام حسن عسكرى علیه السلام وارد شدم ، حضرت را دیدم كه لباسى سفید و نرم و لطیف پوشیده است ، در ذهن خود گفتم : حضرت این نوع لباس لطیف را مى پوشد؛ لیكن به ماها دستور مى دهد تا لباسى همانند فقیران و تهى دستان بپوشیم .

در همین افكار بودم ، بدون آن كه مطلبى را ظاهر سازم و یا سخنى بگویم ، كه ناگهان امام علیه السلام نگاهى بر من انداخت و تبسّمى نمود؛ و پس از آن آستین خود را بالا زد و اظهار داشت : اى كامل ! نگاه كن .

هنگامى كه نگاه كردم ، متوجّه شدم كه حضرت زیر لباس هایش ، لباسى زِبر و خشن پوشیده است .

سپس فرمود: این نوع لباسى را كه در ظاهر مى بینى ، براى حفظ موقعیّت اجتماعى شماها است و آن دیگرى را كه در زیر لباس هایم مى بینى ، براى خود پوشیده ام .

كامل گوید: نسبت به افكار غلطى كه برایم پیش آمده بود، بسیار شرمنده و سرافكنده شدم و سر جاى خود نشستم .

پس از گذشت لحظه اى ، ناگهان متوجّه شدم كه نسیمى به وزیدن گرفت و با وزش باد، پرده اى كه جلوى درب خروجى آویزان كرده بودند كنار رفت ؛ و در همین بین ، چشمم بر كودكى رشید افتاد، كه همانند ماه ، روشن و نورانى بود.

آن گاه كودك مرا صدا نمود: اى كامل بن ابراهیم !

من با شنیدن این سخن تعجّب كرده و بر خود لرزیدم و گفتم : بله ، بله ، اى سرورم ! چه مى فرمائى !؟

فرمود: آمده اى تا درباره حجّت خدا تحقیق كنى ! و این كه مى خواهى بدانى آیا كسانى امثال تو وارد بهشت مى شوند؟

اظهار داشتم : بلى ، قسم به خدا! به همین منظور آمده ام .

بعد از آن فرمود: و نیز آمده اى تا درباره طایفه مفوّضه و عقائدشان تحقیق و بررسى نمائى ؟

سپس در ادامه فرمایش خود افزود: اى كامل ! آن ها دروغ مى گویند، قلب هاى ما اهل بیت - عصمت و طهارت - جایگاه اراده و مشیّت الهى است و ما چیزى بدون اراده و بدون مشیّت خداوند متعال نمى دانیم ، پس چنانچه او اراده نماید، ما نیز اراده مى كنیم .

پس از آن پرده به حالت اوّل خود بازگشت و دیگر آن مولود عزیز - مهدى موعود علیه السلام را ندیدم .

بعد از این جریان ، حضرت ابومحمّد، امام عسكرى علیه السلام نیز تبسّمى نمود و اظهار داشت : اى كامل ! دیگر منتظر چه هستى ؟

آیا درباره حجّت خداوند به نتیجه نرسیدى ؟!

آن كودكى را كه مشاهده نمودى ، مهدى و حجّت خدا بعد از من مى باشد و آنچه را كه تو در فكر و ذهن خود گذرانده بودى ، برایت بازگو كرد؛ و نیز پاسخ مطالب تو را داد.

پس از جاى خود برخاستم و با خوشحالى و سرور از این كه توانستم به مقصود خود دست یابم از محضر مقدّس و مبارك حضرت خداحافظى كرده و بیرون آمدم .




طبقه بندی: امام حسن عسکری علیه السلام،
برچسب ها: سئوال از امام، لباس لطیف، لباس خشن، حفظ موقعیت شیعه، جایگاه اراده خدا، امام حسن عسکری علیه السلام،