تبلیغات
راه روشن
آخرین مطالب
دعای فرج
دوستی اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ در قرآن كریم
دوستی اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ در روایات
محبت اصحاب کساء در کلام نبوی
خلیفه تمام انبیاء و ائمّه در شهر كوفه
خصوصیات حضرت مهدی علیه السلام
ظهور نور و انتقام از ظالم
پیراهن یوسف و ابراهیم كجاست ؟
او را نخواهید دید
ریگ طلا در طواف كعبه
فایده عطسه و برخورد با آن
میلاد سعادت بخش
مردى كهن سال با ظاهری جوان
اوّلین برنامه عملى پس از ظهور و قیام
شهرسازى و تخریب و كُندى حركت افلاك
جبرئیل اوّلین بیعت كننده
تقسیم عادلانه و حكم بر حقایق مذاهب
اطّلاعیه اى بر غیبت كبرى
چهار مطلب ارزشمند در مورد امام زمان
7 حدیث ارزشمند از امام مهدی علیه السلام
آشنائى به تمام لغات و زبان ها و دیگر علوم
دیدار امام عسکری از خانواده نصرانى
دقت در گناه شناسى
مُهر امامت بر ریگ ها
دو نوع پوشش و اظهار حجّت
بارش باران به وسیله استخوان و كشف رمز آن
ارسال كمك براى شیعیان از زندان
توان شنیدن و تحمّل علوم ائمّه علیهم السلام ؟!
افتخار خدمت با حفظ اسرار
نوشیدن آب رحیل و آخرین وضوء
02:21 ب.ظ
271
نوشیدن آب رحیل و آخرین وضوء

نوشیدن آب رحیل و آخرین وضوء

مرحوم شیخ طوسى و برخى دیگر از بزرگان ، به نقل از قول اسماعیل بن علىّ - معروف به ابوسهل نوبختى - بعد از بیان تاریخ میلاد حضرت مهدى موعود صلوات اللّه علیه و اشاره به نام مبارك و نیز اسم مادر آن حضرت ، حكایت كنند:

در آن روزهائى كه امام حسن عسكرى علیه السلام در بستر بیمارى قرار گرفته بود - كه در همان مریضى هم به شهادت نائل آمد - به ملاقات و دیدار حضرت رفتم .

پس از آن كه لحظه اى در كنار بستر آن امام مظلوم با حالت غم و اندوه نشستم و به جمال مبارك حضرتش مى نگریستم .

ناگاه دیدم حضرت ، خادم خود را (كه به نام عقید معروف و نیز سیاه چهره بود) صدا كرد و به او فرمود: اى عقید! مقدارى آب - به همراه داروى مصطكى - بجوشان و بگذار سرد شود.

همین كه آب ، جوشانیده و سرد شد، ظرف آب را خدمت امام حسن عسكرى علیه السلام آورد تا بیاشامد.

موقعى كه حضرت ظرف آب را با دست هاى مبارك خود گرفت ، لرزه و رعشه بر دست هاى حضرت عارض شد، به طورى كه ظرف آب بر دندان هاى حضرت مى خورد و نمى توانست بیاشامد.

آب را روى زمین نهاد و به خادم خویش فرمود: اى عقید! داخل آن اتاق برو، آن جا كودكى خردسالى را مى بینى كه در حال سجده و عبادت مى باشد، بگو نزد من بیاید.

خادمِ حضرت گفت : چون داخل اتاقى كه امام علیه السلام اشاره نمود، رفتم كودكى را در حال سجده مشاهده كردم كه انگشت سبّابه خود را به سوى آسمان بلند نموده است ، بر او سلام كردم ، پس نماز و سجده خود را خلاصه و كوتاه نمود.

پس به محضر ایشان عرض كردم : مولایم فرمود نزد ایشان برویم ، در همین لحظه ، صقیل مادر آن فرزند عزیز آمد و دست كودك را گرفت و پیش پدرش برد.

ابوسهل نوبختى گوید: هنگامى كه كودك - كه بسیار زیبا و همچون ماه نورانى بود - نزد پدر آمد، سلام كرد و همین كه چشم پدر به فرزند خود افتاد، گریست و به او فرمود: اى پسرم ! تو سیّد و بزرگ خانواده ما هستى ، من به سوى پروردگار خود رحلت مى نمایم ، مقدارى از آن آب مصطكى را با دست خود بر دهانم بگذار.

چون مقدارى از آن آب مصطكى را تناول نمود، فرمود: مرا كمك كنید تا نماز به جا آورم ، پس آن كودك حوله اى را كه در كنار پدر بود، روى دامان امام علیه السلام انداخت و سپس پدرش را وضوء داد.

و چون حضرت ابومحمّد، امام عسكرى علیه السلام نماز را با آن حال مریضى انجام داد، خطاب به فرزند خویش نمود و فرمود:

اى فرزندم ! تو را بشارت باد، كه تو صاحب الزّمان و مهدى این امّت هستى ، تو حجّت و خلیفه خدا بر روى زمین مى باشى ، تو وصىّ من و نیز خاتم ائمّه و اهل بیت عصمت و طهارت خواهى بود.

و جدّت ، پیغمبر خدا صلى الله علیه و آله تو را هم نام خود معرّفى نموده است .

راوى در پایان سخن افزود: در همین لحظات حضرت امام حسن عسكرى علیه السلام به وسیله آن سمّ و زهرى كه توسّط معتصم به او خورانیده شده بود رحلت نمود و به شهادت رسید.




طبقه بندی: امام حسن عسکری علیه السلام،
برچسب ها: شهادت امام حسن عسکری، وصیت امام عسکری، بشارت به فرزند، خاتم ائمه، لحظات آخر،