تبلیغات
راه روشن
آخرین مطالب
دعای فرج
دوستی اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ در قرآن كریم
دوستی اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ در روایات
محبت اصحاب کساء در کلام نبوی
خلیفه تمام انبیاء و ائمّه در شهر كوفه
خصوصیات حضرت مهدی علیه السلام
ظهور نور و انتقام از ظالم
پیراهن یوسف و ابراهیم كجاست ؟
او را نخواهید دید
ریگ طلا در طواف كعبه
فایده عطسه و برخورد با آن
میلاد سعادت بخش
مردى كهن سال با ظاهری جوان
اوّلین برنامه عملى پس از ظهور و قیام
شهرسازى و تخریب و كُندى حركت افلاك
جبرئیل اوّلین بیعت كننده
تقسیم عادلانه و حكم بر حقایق مذاهب
اطّلاعیه اى بر غیبت كبرى
چهار مطلب ارزشمند در مورد امام زمان
7 حدیث ارزشمند از امام مهدی علیه السلام
آشنائى به تمام لغات و زبان ها و دیگر علوم
دیدار امام عسکری از خانواده نصرانى
دقت در گناه شناسى
مُهر امامت بر ریگ ها
دو نوع پوشش و اظهار حجّت
بارش باران به وسیله استخوان و كشف رمز آن
ارسال كمك براى شیعیان از زندان
توان شنیدن و تحمّل علوم ائمّه علیهم السلام ؟!
افتخار خدمت با حفظ اسرار
نوشیدن آب رحیل و آخرین وضوء
07:07 ق.ظ
267
خبر از مرگ دشمن و اختصاص ایّام

خبر از مرگ دشمن و اختصاص ایّام
مرحوم صدوق ، راوندى و دیگر بزرگان آورده اند:
یكى از دوستان حضرت ابوالحسن ، امام هادى علیه السلام به نام صقر بن ابودلف - ابن اُورمه - حكایت كند:
در دوران حكومت متوكّل عبّاسى راهى سامراء شدم و چون وارد شهر سامراء گشتم ، حضور یكى از وزراى متوكّل به نام سعید حاجب رفتم تا بلكه بتوانم با مولایم امام هادى علیه السلام كه در زندانِ وى بود ملاقاتى داشته باشم .
سعید حاجب گفت : آیا دوست دارى خدایت را مشاهده كنى ؟
گفتم : سبحان اللّه ! این چه حرفى است ؟!
خداوند متعال را هیچكس نمى تواند مشاهده كند.
سعید اظهار داشت : منظورم آن كسى است كه شما گمان مى كنید او امام و پیشواى شما است ، متوكّل او را تحویل من داده است تا او را به قتل برسانم و این كار را فردا انجام خواهم داد.
و پس از گذشت لحظاتى مرا داخل زندان بُرد، همین كه وارد زندان شدم ، حضرت را دیدم كه بر قطعه حصیرى نشسته و مشغول عبادت و مناجات مى باشد، پس با حالت گریه سلام كردم و كنارى نشستم و به جمال نورانى آن حضرت نگاه مى كردم .
امام علیه السلام پس از جواب سلام ، به من فرمود: اى صقر! براى چه اینجا آمده اى ؟
و چرا ناراحت و گریان هستى ؟!
در پاسخ گفتم : چون شما را در این مكان و با این حالت مى بینم ؛ و نمى دانم كه آن ها چه تصمیمى درباره شما دارند؟!
حضرت فرمود: اى صقر! ناراحت مباش ، آن ها هرگز به قصد خود نمى رسند، چون كه بیش از دو روز دیگر زنده نخواهند ماند و كشته خواهند شد.
بعد از آن ، از امام هادى علیه السلام پیرامون معناى حدیثى كه از پیغمبر خدا صلى الله علیه و آله وارد شده است كه فرمود: با روزگار، دشمنى و عداوت روا مدارید كه با شما دشمنى كند، سؤ ال كردم كه مقصود چیست ؟
امام علیه السلام در جواب فرمود: بلى ، منظور از روزگار، ما اهل بیت عصمت و طهارت هستیم كه به جهت ما آسمان و زمین پابرجا مانده است .
شنبه به عنوان رسول گرامی اسلام و یکشنبه به عنوان حضرت امیرالمؤمنین و حضرت فاطمه زهرا و دوشنبه به عنوان امام حسن و امام حسین و سه شنبه به عنوان سجّاد، علىّ بن الحسین و محمّد باقر و جعفر صادق ، و چهارشنبه به عنوان موسى بن جعفر و علىّ بن موسى الرّضا و محمّد جواد و من ، و پنج شنبه به عنوان فرزندم حسن و روز جمعه به عنوان فرزند پسرم مهدى موعود صلوات اللّه و سلامه علیهم اجمعین تعیین گشته است .
حكومت حقّ به دست با كفایت او ایجاد مى گردد و اوست كه عدل و داد را بر زمین پهناور، گسترش مى دهد.
و سپس فرمود: آرى ، این معناى حدیث بود، زود خداحافظى كن و برو كه مى ترسم خطرى متوجّه تو گردد.
راوى گوید: به خدا قسم ! بیش از دو روز نگذشت كه هر دوى آن دو نفر - یعنى متوكّل و سعید حاجب - كشته شدند و من خداوند متعال را شكر كردم .

إكمال الدّین : ص 383، ح 9، خصال شیخ صدوق : ج 1، ص 395، ح 102، خرایج و جرایح : ج 1، ص 412، ح 17




طبقه بندی: امام علی النقی الهادی علیه السلام،
برچسب ها: ملاقات در زندان، امام هادی در زندان، پیشگویی امام، نامگذاری ایام، روزهای هفته، داستانهایی از امام علی الهادی،