تبلیغات
راه روشن
آخرین مطالب
دعای فرج
دوستی اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ در قرآن كریم
دوستی اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ در روایات
محبت اصحاب کساء در کلام نبوی
خلیفه تمام انبیاء و ائمّه در شهر كوفه
خصوصیات حضرت مهدی علیه السلام
ظهور نور و انتقام از ظالم
پیراهن یوسف و ابراهیم كجاست ؟
او را نخواهید دید
ریگ طلا در طواف كعبه
فایده عطسه و برخورد با آن
میلاد سعادت بخش
مردى كهن سال با ظاهری جوان
اوّلین برنامه عملى پس از ظهور و قیام
شهرسازى و تخریب و كُندى حركت افلاك
جبرئیل اوّلین بیعت كننده
تقسیم عادلانه و حكم بر حقایق مذاهب
اطّلاعیه اى بر غیبت كبرى
چهار مطلب ارزشمند در مورد امام زمان
7 حدیث ارزشمند از امام مهدی علیه السلام
آشنائى به تمام لغات و زبان ها و دیگر علوم
دیدار امام عسکری از خانواده نصرانى
دقت در گناه شناسى
مُهر امامت بر ریگ ها
دو نوع پوشش و اظهار حجّت
بارش باران به وسیله استخوان و كشف رمز آن
ارسال كمك براى شیعیان از زندان
توان شنیدن و تحمّل علوم ائمّه علیهم السلام ؟!
افتخار خدمت با حفظ اسرار
نوشیدن آب رحیل و آخرین وضوء
10:26 ب.ظ
234
روش برخورد با مردم

روش برخورد با مردم
مرحوم شیخ طوسى رضوان اللّه تعالى علیه در كتاب رجال خود آورده است :
در یكى از روزها، عدّه اى از دوستان امام رضا علیه السلام در منزل آن حضرت گرد یكدیگر جمع شده بودند و یونس بن عبدالرّحمن نیز كه از افراد مورد اعتماد حضرت و از شخصیّت هاى ارزنده بود، در جمع ایشان حضور داشت .
هنگامى كه آنان مشغول صحبت و مذاكره بودند، ناگهان گروهى از اهالى بصره اجازه ورود خواستند.
امام علیه السلام ، به یونس فرمود: داخل فلان اتاق برو و مواظب باش هیچ گونه عكس العملى از خود نشان ندهى ؛ مگر آن كه به تو اجازه داده شود.
آن گاه اجازه فرمود و اهالى بصره وارد شدند و بر علیه یونس ، به سخن چینى و ناسزاگوئى آغاز كردند.
و در این بین حضرت رضا علیه السلام سر مبارك خود را پائین انداخته بود و هیچ سخنى نمى فرمود؛ و نیز عكس العملى ننمود تا آن كه بلند شدند و ضمن خداحافظى از نزد حضرت خارج گشتند.
بعد از آن ، حضرت اجازه فرمود تا یونس از اتاق بیرون آید.
یونس با حالتى غمگین و چشمى گریان وارد شد و حضرت را مخاطب قرار داد و اظهار داشت :
یاابن رسول اللّه ! من فدایت گردم ، با چنین افرادى من معاشرت دارم ، در حالى كه نمى دانستم درباره من چنین خواهند گفت ؛ و چنین نسبت هائى را به من مى دهند.
امام رضا علیه السلام با ملاطفت ، یونس بن عبدالرّحمان را مورد خطاب قرار داد و فرمود: اى یونس ! غمگین مباش ، مردم هر چه مى خواهند بگویند، این گونه مسائل و صحبت ها اهمیّتى ندارد، زمانى كه امام تو، از تو راضى و خوشنود باشد هیچ جاى نگرانى و ناراحتى وچود ندارد.
اى یونس ! سعى كن ، همیشه با مردم به مقدار كمال و معرفت آن ها سخن بگوئى و معارف الهى را براى آن ها بیان نمائى .
و از طرح و بیان آن مطالب و مسائلى كه نمى فهمند و درك نمى كنند، خوددارى كن .
اى یونس ! هنگامى كه تو دُرّ گرانبهائى را در دست خویش دارى و مردم بگویند كه سنگ یا كلوخى در دست تو است ؛ و یا آن كه سنگى در دست تو باشد و مردم بگویند كه درّ گرانبهائى در دست دارى ، چنین گفتارى چه تاءثیرى در اعتقادات و افكار تو خواهد داشت ؟
و آیا از چنین افكار و گفتار مردم ، سود و یا زیانى بر تو وارد مى شود؟!
یونس با فرمایشات حضرت آرامش یافت و اظهار داشت : خیر، سخنان ایشان هیچ اهمیّتى برایم ندارد.
امام رضا علیه السلام مجدّدا او را مخاطب قرار داد و فرمود:
اى یونس ، بنابر این چنانچه راه صحیح را شناخته ، همچنین حقیقت را درك كرده باشى ؛ و نیز امامت از تو راضى باشد، نباید افكار و گفتار مردم در روحیّه ، اعتقادات و افكار تو كمترین تاثیرى داشته باشد؛ مردم هر چه مى خواهند، بگویند.

بحارالا نوار: ج 2، ص 65، ح 5، به نقل از كتاب رجال كشّى




طبقه بندی: امـام رضــا علیه السلام،
برچسب ها: رضایت امام رضا علیه السلام، بدگویی، مقدار معرفت، راه صحیح، درک حقیقت، گفته های مردم،