تبلیغات
راه روشن
آخرین مطالب
دعای فرج
دوستی اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ در قرآن كریم
دوستی اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ در روایات
محبت اصحاب کساء در کلام نبوی
خلیفه تمام انبیاء و ائمّه در شهر كوفه
خصوصیات حضرت مهدی علیه السلام
ظهور نور و انتقام از ظالم
پیراهن یوسف و ابراهیم كجاست ؟
او را نخواهید دید
ریگ طلا در طواف كعبه
فایده عطسه و برخورد با آن
میلاد سعادت بخش
مردى كهن سال با ظاهری جوان
اوّلین برنامه عملى پس از ظهور و قیام
شهرسازى و تخریب و كُندى حركت افلاك
جبرئیل اوّلین بیعت كننده
تقسیم عادلانه و حكم بر حقایق مذاهب
اطّلاعیه اى بر غیبت كبرى
چهار مطلب ارزشمند در مورد امام زمان
7 حدیث ارزشمند از امام مهدی علیه السلام
آشنائى به تمام لغات و زبان ها و دیگر علوم
دیدار امام عسکری از خانواده نصرانى
دقت در گناه شناسى
مُهر امامت بر ریگ ها
دو نوع پوشش و اظهار حجّت
بارش باران به وسیله استخوان و كشف رمز آن
ارسال كمك براى شیعیان از زندان
توان شنیدن و تحمّل علوم ائمّه علیهم السلام ؟!
افتخار خدمت با حفظ اسرار
نوشیدن آب رحیل و آخرین وضوء
06:54 ق.ظ
215
برخورد متفاوت با افراد

برخورد متفاوت با افراد
محدّثین و مورّخین حكایت كرده اند:
روزى امام موسى بن جعفر علیهما السلام در حالى كه سوار بر الاغى بود، وارد دربار خلیفه شد و دربان با عزّت و احترام با حضرت برخورد كرد، به طورى كه تمام افراد حاضر نیز احترام شایانى از آن حضرت به جاى آوردند.
یكى از افراد مخالف - به نام نفیع انصارى - به آن دربان - كه عبدالعزیز نام داشت - گفت : چرا مردم نسبت به این مرد این همه احترام و تكریم مى كنند، تصمیم دارم او را رسوا و شرمسار كنم .
عبدالعزیز گفت : از تصمیم خود منصرف شو؛ چون این افراد از خانواده اى هستند كه همیشه جواب مناسب همراه دارند، آن وقت یك عمر در ننگ و عار خواهى ماند.
با این حال همین كه امام كاظم علیه السلام از نزد خلیفه بیرون آمد، نفیع انصارى افسار الاغ حضرت را گرفت و پرسید: تو كیستى ؟
امام علیه السلام فرمود: این چه سئوالى است ، كه مطرح مى كنى ؟!
و سپس افزود: چنانچه نسب مرا بخواهى ، من فرزند محمّد حبیب اللّه ، فرزند اسماعیل ذبیح اللّه ، و فرزند ابراهیم خلیل اللّه هستم .
و اگر از شهر و دیار من سئوال مى كنى ، شهر من همان جائى است كه خداوند بر تو و بر همه مسلمین واجب گردانیده است كه براى انجام مناسك حجّ به آن جا روند.
و اگر از جهت خانواده و قبیله ام جویا هستى ؛ پس سوگند به خدا، دوستان من نسبت به تو و هم كیشانت ناخورسند مى باشند تا جائى كه به حضرت رسول صلى الله علیه و آله گفتند: هم كیشان ما را از قریش جدا گردان و ما نمى خواهیم با آنها زندگى كنیم .
و چنانچه از جهت شهرت و مقام مرا مى طلبى ؛ ما همان خانواده و اهل بیتى هستیم كه خداوند متعال دستور داده است كه با این جملات) : اللّهمّ صلّ علىّ محمّد و آل محمّد( در هر نماز واجب ، یادى از ما شود.
و آنگاه فرمود: پس بدان ، كه ما آل و اهل بیت محمّد رسول اللّه صلى الله علیه و آله هستیم ، اكنون الاغ را رها كن .
پس نفیع انصارى افسار الاغ را رها كرد؛ و با ذلّت و خوارى تمام ، خود را عقب كشاند.

(امالى سیّد مرتضى : ج 1، ص 274، إ علام الورى طبرسى : ج 2، ص ‍ 28، مناقب ابن شهرآشوب : ج 4، ص 316، دلائل الا مامة : ص 156، اءعلام الدّین : ص 305.)




طبقه بندی: امام موسی کاظم علیه السلام،
برچسب ها: برخورد امام موسی کاظم، احترام مردم به امام کاظم، ذلت دشمن، پاسخ قاطع امام کاظم، نسب امام کاظم، مقام امام موسی کاظم،