تبلیغات
راه روشن
آخرین مطالب
دعای فرج
دوستی اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ در قرآن كریم
دوستی اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ در روایات
محبت اصحاب کساء در کلام نبوی
خلیفه تمام انبیاء و ائمّه در شهر كوفه
خصوصیات حضرت مهدی علیه السلام
ظهور نور و انتقام از ظالم
پیراهن یوسف و ابراهیم كجاست ؟
او را نخواهید دید
ریگ طلا در طواف كعبه
فایده عطسه و برخورد با آن
میلاد سعادت بخش
مردى كهن سال با ظاهری جوان
اوّلین برنامه عملى پس از ظهور و قیام
شهرسازى و تخریب و كُندى حركت افلاك
جبرئیل اوّلین بیعت كننده
تقسیم عادلانه و حكم بر حقایق مذاهب
اطّلاعیه اى بر غیبت كبرى
چهار مطلب ارزشمند در مورد امام زمان
7 حدیث ارزشمند از امام مهدی علیه السلام
آشنائى به تمام لغات و زبان ها و دیگر علوم
دیدار امام عسکری از خانواده نصرانى
دقت در گناه شناسى
مُهر امامت بر ریگ ها
دو نوع پوشش و اظهار حجّت
بارش باران به وسیله استخوان و كشف رمز آن
ارسال كمك براى شیعیان از زندان
توان شنیدن و تحمّل علوم ائمّه علیهم السلام ؟!
افتخار خدمت با حفظ اسرار
نوشیدن آب رحیل و آخرین وضوء
05:42 ق.ظ
212
برخورد با دشمن نادان

برخورد با دشمن نادان
ابوالفرج اصفهانى در كتاب مقاتل الطالبیّین خود آورده است :
روش و اخلاق امام موسى كاظم علیه السلام چنین بود كه اگر كسى پشت سر حضرتش حرفى زشتى مى زد و بدگوئى مى كرد، امام علیه السلام اظهار ناراحتى نمى كرد، بلكه هدیه اى برایش مى فرستاد.
همچنین مورّخین در كتابهاى مختلفى آورده اند:
یكى از فرزندان عمر بن خطّاب هرگاه امام كاظم علیه السلام را ملاقات مى كرد، به امیرالمؤمنین علىّ علیه السلام دشنام و ناسزا مى گفت و بدین شیوه حضرت را مورد آزار و اذیّت قرار مى داد. و مرتّب دوستان و اطرافیان حضرت مى گفتند: یا ابن رسول اللّه ! اجازه فرمائید تا او را مجازات و نابود كنیم ، و لیكن امام علیه السلام از این كار جلوگیرى مى نمود؛ و مانع مجازات او مى گردید. روزى حضرت از دوستان خود پرسید: محلّ كار این شخص ‍ كجاست ؟ و چه مى كند؟
عرضه داشتند: در اطراف مدینه مزرعه اى دارد، روزها در آنجا مشغول كشاورزى است . حضرت سوار مركب الاغ خود شد و به سوى مزرعه آن شخص بد زبان ، رهسپار گشت ؛ و چون به مزرعه رسید، با الاغ وارد زراعتها و محصول او گردید.
آن شخص با دیدن چنین صحنه اى ، فریاد كشید: زراعت ما را لگدمال نكن ؛ ولى حضرت به راه خود ادامه داد تا نزدیك او رسید و سپس از الاغ پیاده شد و كنارش نشست و با او مشغول شوخى و مزاح گردید؛ و بعد از آن فرمود: چقدر براى این زراعت هزینه كرده اى ؟
گفت : صد دینار، حضرت فرمود: براى درآمد و سود از آن ، چه مقدار آرزو و امید دارى كه بهره ببرى ؟
در پاسخ گفت : علم غیب نمى دانم ، حضرت فرمود: پرسیدم : چه مقدار آرزومندى ؟
آن شخص گفت : دویست دینار. امام علیه السلام سیصد دینار به او داد و با ملاطفت فرمود: درآمد زراعت هم مال خودت باشد. ناگاه آن شخص با مشاهده چنین برخورد، تعجّب كرده ؛ و پیشانى حضرت را بوسید و از جسارتهاى گذشته خود عذرخواهى كرد.
و چون شب هنگام نماز فرا رسید و مردم به مسجد آمدند، دیدند آن شخص پشت سر امام علیه السلام نماز جماعت مى خواند.
پس از آن ، حضرت به دوستان خود فرمود: حال این كار و روش صحیح بود، یا آنچه كه شما پیشنهاد مى دادید؟

(ارشادمفید: 297، س 1، اعیان الشّیعة : ج 2، ص 7، بحارالا نوار: ج 48، ص 102، ح 7، مناقب ابن شهرآشوب : ج 4، ص 319، دلائل الا مامة : ص ‍ 311، س 1، كشف الغمّة : ج 2، ص 288، مدینة المعاجز: ج 6، ص 192، ح1936 (




طبقه بندی: امام موسی کاظم علیه السلام،
برچسب ها: برخورد امام کاظم با دشمن، توهین به امام، هزینه زراعت، پشیمانی دشمن امام،